مرد آقای دبيری مرد ديشب مرده تصادف کرده مرد به همين راحتی  .   ۲  سال کم نيست //کاش يه نفر پيدا می شد نمی گفت گريه نکن مگه می شه؟فکر می کنين به اين راحتيه؟پس فردا تشيع هست هر که خواست بگه اگه فهميدم کجاست خبرش بدم خدايا فقط ۲۳ سالش بود /براش يه صلوات بفرستين/موندم فقط صحنه ها از کنارم رد می شن

اديت:فردا سر ساعت هشت و نيم می ريم باريتون بعد از اون جا همه با هم می ريم واسه خاکسپاری امروز اوردنش از تهرون

 

  
نویسنده : aIDa ; ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱٠/٢٧
تگ ها :

d:

من از تو با همه گفتم که گريه بگيرن

من از تو با تو نگفتم که در تو بميرم

اگه خدا بخواد از کار فارغ شديم و وقت دارم يه دستی به سر و روی اين جا بکشم

ديشب از ساعت ۸ تا ۱۰ شب من و مريم شيراز رو واسه يه شلوار زير پا گذاشتيم ولی مگه هست!الهی شکر زمستون همه ی مانتو ها يه مدل هست اگه بيای يه چيزی مثل همه بخری که همه چی باهاش ست بشه که من خوشم نمياد بيای يه چيز تک هم برداری که هيچی براش پيدا نمی شه بعد می گن چرا از زمستون بدت مياد به دلت مياد زمستون به اين قشنگی - بی انصافی هست بگم به خاطر لباسی که گير نمياد فصل خوبی نيست قشنگک هست ولی فاکتور گرفته از پاچه های تا زير زانو خيس شده و مماغ های(دماغ الی بينی) بنفش شده يه مزيتی هم که بارون داره اينه که مغازه ما خلوت می شه راحت می شيممی خواستم از ديشب بگم که به اين جا ها رسيدم بعد هم اومديم خونه من به اين حرف مريم که آيدا نخواب گوش دادم و سر ساعت ۱۱ خوابيدم و صبح ساعت ۱۱ با فشار مريم به صورتم بيدار شدم ديوونه می خواد منو بيدار کنه صورت منو می کنه تکيه گاه بلند می شه از اون جای هم که ديشب داشت دعوامون می شد که کی رو تخت بخوابه و من گفتم رو زمين و بدون تشک از شدت خستگی خوابيدم  و اون داد که: بابا يه چيزی بنداز زير کمرت ،کمر درد می گيری  غلط کردم و ببخشيد و تو بيا رو تخت بخواب و اصلا بيا دو تامون رو تخت بخوابيم و منم از ترسم قبول نکردم و رو زمين پايين تخت خوابيدم اين حرکت رو به بهترين نحو اجرا کرد و عوضش منم وقتی ساعت ۱۲ داشت صبحونه می خورد لقمه هاشو شمردم

اندر کشفيات آنا:

وقتی يه جايی مرطوب باشه و زمين حاصل خيزی داشته باشه و خاکش تقويت شده باشه خود به خود محل رويش گياهان می شه ،دماغ هم همين موقعيت هم داره مردم دماغاشون رو تميز نمی کنن باعث رشد همين گياها می شه

کشف آنا همه جاش درسته محلش مرطوب هست(سرما هم خورده باشی مرطوب تره)حاصل خيز هم هست ولی تقويتيش رو من نمی دونم!بعيد می دونم.

امروز من و مريم داشتيم ياد دوره ی کارورزی رو می کرديم که چند روزه اول مريم نشسته بود رو صندلی داشت واسه من يه چيزی رز تعريف می کرد از اون جايی هم که وقتی می خواد يه چيزی رو تعريف کنه خواب هم باشه بلند می شه اداشو در مياره اومد اداشو در بياره گفت يهو زد طناب رو کشيد همون موقع پرده شرکت هم باهاش کشيده شد منم فقط نگاه مريم می کردم مريم هم به گفته خودش منتظر بوده غش کنه چون پردهه خورد تو سرش مريم هم سابقه غش کردن داره

بچه بوده نمی دونم چی می شه شيرجه می ره زير مبل (به احتمال زياد غذا بوده)دستش جا می مونه در می ره بعد به شکل فجيحی يه خرناس می کشه بعد غش می کنه مامانش می گه گفتم بچم مردمن  تو دلم که خاله از اين شانسا نداریبرای اين که هم بهوش بياد آی زدنش اگه من بودم جفت پا می رفتم تو صورتش

بسشه مريم

شب يلدا بسکه فال گرفتم موقع خدافظی از پسر خالم هادی ، حافظ خدافظ گفتم .

امروز برای بار ۳ تو اين هفته کارتون هفت کوتوله و سفيد برفی رو ديدم

 از سادگی آدم سواستفاده کن که خيلی زجر آوره خيلی!تو آدما موندم چهقدر بعضی هاشون معذرت می خوام ببخشيد پستن !اين چيزارو می بينمم دلم نمی خواد بزرگ شم دلم می خواد بهم بگن ديونه ای خلی ولی بزرگ نشم اگه مريم بود می گفت سخت نگير اسما بود می گفت نمی دونم منم موندم کاری از دستمون بر نمياد

موندم بيام زشتی های دنيارو ببينم يا بيا قشنگی هاشو ببينم اگه زشتی ها شو ببينم يه چيزايی ياد می گيرم ولی ذهنم رو در گير می کنه!عوضش قشنگی ها خوش بين ترم می کنه می زاره خوب باشم ولی اين که هنر نيست کاش خدا کاری نمی کرد که دنيام خراب شه

خونه ما هميشه انگار خونه کسای که منتظر هديه بابا نوئل هستن يه جوراب که هنوز لنگش پيدا نشده رو بند هست علتش هم اينه که وقتی مامان لباس هارو روی بند ميندازه مخصوصا جوراب هنوز خشک نشده از رو بند برداشته می شه هميشه هم همين جورابه می مونه

آنا ديشب يه معجون شکلاتی درست کرده از صبح تا حالا کنارمه منم عاشق شکلات !حتی اگه بگن تو اين شکلاته يه معجونيه که شوهر گيرت نمياد بازم می خورم منم هر روز هوس يه چيزی می کنم به مامان می گم مامان شکلات برام بخر امروز می خره فردا هم به خيال اين که هنوز هوس شکلات دارم شکلات می خره من جيغ که چرا شکلات خريدی من آلوچه می خوام مامان منم وسط راهرو تو گفتی شکلات من از کجا بدونم

وقتی يادم مياد يه نفر ۳ نفر رو تا اون جايی که خودم خبر دارم گذاشته سر کار و اون ۲ نفر اصلا حاليشون نيست آتيش می گيرم ديوونه

  • شب يلدا بحث دختر خاله و پسر خاله ها سر بلاگ من بودووی دختر خاله خوبی؟!
  • چشام ضعيف تر شده تو مطب دکتر داشت گريم می گرفتوقتی عينکم رو می زنم برای فاصله نزديک زياده بعد نزديک رو بد می بينم تا حالا چند بار نزديک بوده بخورم زمين

الهی دل خوشی باشه پناهت گلای رازقی تن پوشه راهت

الهی خوش خبر باشه قناری بخونه تا خروس خون چشم به راهت

صفای ديدنت ای قصه ی نور منو با خود ببر تا آخر دور

گلای پيرهنت ياس و اقاقی بمونم منتظر تا قصه باقی

اگه بهتون سر نمی زنم علتش فراموش نشدن شما ها نيست من همتون يادمه می خوايد اسم همتون رو ببرم؟به خدا يادمه ولی وقت ندارم سر بزنم به همه

مرسی

تنهام نذاريد

خوش باشيد

  
نویسنده : aIDa ; ساعت ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱٠/۱۸
تگ ها :

D:

چرا پس دل به تيره بی وفايی

دارم يخ می کنم مغزم يخ زده کلی حرف دارم ميام وای سرده مامانم بزورو کتک پنچره اتاقم رو به مناسبت روشن شدن بخاری باز گذاشتن که مبادا خدای نکرده عزيز دردانه اش را به زير خذوار ها خاک پنهان نمايد همانا من دارم می لرزم

به خدا دارم می لرزم بابا مردم که مردم آنا از اون ور که سردرد می گيری مامان از اون ور که خفه می شی مامان که هنوز پاشو نذاشته می گه آی سرم

دارم گرم می شم اصلا وجود شماهارو حس می کنم من گرم می شمبنويسم؟گرمم؟

تنهام نذاريد

خوش باشيد

  
نویسنده : aIDa ; ساعت ۱:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/۱٠/٥
تگ ها :