اين همه نوشتم آپ نشدههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه

  
نویسنده : aIDa ; ساعت ٤:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۸/٢٩
تگ ها :

D:

ديدی ای دل که غم عشق دگر بار چه کرد

چون بشد دلبر و با يار وفادار چه کرد

حافظ

يه هفتست سرما خوردم هنوز خوب نشدم من سرما خورده باشم ،با دستای خودم التماس کرده باشم که منو ببريد دکتر ،از ۳ تا آمپول ۲ تاشو زده باشم تازه يکيش رو هم تنهايی زده باشم والله عجيبه ؛ولی هنوز خوب نشدم

شب ۲۱ يه گربه اومد در خونمون تا همين چند دقيقه پيش خونمون بود از تو اتاق انا ميومد بيرون سولی جلوش ظاهر می شد پيشيه بدو سولی هم پشت سرش هر از گاهی هم  برمی گشت پشت سرش به فخه می داد بعد دوباره می دويد سولی دم پيشيه رو گاز می گرفت پيشيه گوشايه سولیاين وسط کتی وقتی ميومد خونه فقط نگای اين دوتا می کرد تواين دعوا ها و دويدن ها مثلا مامان من رو زمين کنار بخاری  خوابيده باشه اول پيشيه از رو سر مامان رد می شد پشت سرش سولیبعد مامان بلند می شد من و جلوش می ديد حالا نمی دونم خوابش ميومده يا نمی دونست به چی گير بده به من بدبخت بد و بيراه می گفت

::من خوب چی کار کنم

:

::

سرکــــــــــــــــــــــــار می رمتو کتابفروشیبهترين بخشش هم ماله من هست

روانشناسیکمک درسی راهنمايی و دبستان و پيش دبستانرمانکتاب های قصه بچه هامذهبی ادبيات  

بچه ها ميان يکيشون به شکمه يه متری  مامانه می چسبه که کتاب قصه می خوام

يکی ديگه يه کتاب قصه بر می داره نمی دونه چی چيم هستا می ره طرف باباش می گه بابا اين برا من خيلی خوبه ها باباهه هم خشن نه بابا اين به دردت تو نمی خوره

يکی ديگشون فقط مياد بهم می ريزه و می ره

اين وسط فقط منه بدبخت عذاب می کشم بچهه با يه نگاه خاصی نگای کتاب ها می کنه کسی هم براش نمی خره اعصابم خورد می شه حقم دارن به خدا آخه اين همه کتاب غصه خوشرنگ مسلمه که بچه ها طرفش جذب می شن

ديروز يه بچه کوچيک اومده بود تازه هم راه رفتن ياد گرفته بود يه دقيقه مامانه حواسش پرت می شد بچه هه سر از کتاب های دبيرستانی در ميوورد بعد عين جوجه بود همه جاش زرد رو زمين هم دو زانو نشسته بود از سر زانو تا پايين سياه شده بود اولين بچه ای هم بود که می ديدم از بغل کردن بدش مياد آخر سر مامانش گير داده بود به من که :

دعواش کن

::من؟وای نه گناه داره

بچهه حرف هم نمی زد می گفتيم نميای پيش مامانت می گفت

هوم

بيا بغلت کنم ببرمت پيش مامانت

هوم

وا چته؟

هوم

يه بدبختيه ديگه هم اينه که من نزديک ضبطم هر کی از يه نوار بدش مياد که اون يکی خوشش مياد اون می گه خانم اسلامی  فريدون رو بذار من می زارم ۳۰ ثانيه بدش يکی مياد می گه خانم اسلامی اين چيه گذاشتی

::يکی گفت بذار منم گذاشتم

خانم اسلامی بلندش کن

خانم اسلامی کم کن

خانم اسلامی خاموش کن

خانم اسلامی روشن کن

يکی از بچه ها واسه سه تا شب احيا نذر داشت نون پنير بپيچه ما هم مغزه رو ول می کرديم می سپرديم دست پسر ها می رفتيم تو انبار به نون پنير پيچيدن هر کی هم ميومد تو انبار يه چيزی هم می گفت و می رفت

کوپنش اعلام می شه اين جور که شما ها زحمت می کشين

منم تو دلم خدا از دهنت بشنفه

ايشالله ۴تاتون با هم ۴ تا داداش

 تو دلم نه بده

مگه قحطيش اومده؟

وا نيست توفه ايد

اينا رو من تو دلم می گفتم تو ظاهر جواب می دادن بچه ها که اين حرف ها چيه مگه هر کی نظر داره واسه شوهر کردنه

همين موقع گوشيه من زنگ بخوره طرف کر هم باشه هر چيزی رو بخوای ۲ بار تکرار کنی

آقا اشتباه گرفتی

نه آقا اشتباه گرفتی

خواهش می کنم به سلامت

 

من تو رو نمی خوام پيش تو نمی آم دل از تو می گيرم بی تو نمی ميرم

اين کدا چيه پرشين بلاگ گذاشته به  چه دردی می خوره جز وقت تلف کردن

  • من لوگو می خوام کی می تونه کمکم کنه؟
  • رفتم تو گوگل گل رو سرچ می کنم عکس يه مرد ريشی رو نشونم می ده
  • می خوام يه بلاگ بسازم توش شعر بنويسم

 

دلم هوس بارون رو کرده يه بارون که بو خاکها رو بلند کنه

تمام فصل ها رو دوست دارم به غير از بهار

پاييز رو چون فصل تولدمه

زمستون رو هواش سرده و می شه خودت رو گرم کرد بری زير باروون بشی خيس و فقط به اندازه ی يه کيف رو بدنت خيس نباشه

تابستون رو هم واسه قاصدکهاش

نمی دونم چرا وقتی يه دردی رو دارم وقتی نمی تونم دردم رو خوب کنم ازش بی تفاوت رد می شم وقتی پاهام درد می کنه ميدونم اگه راه نرم خوب می شم يه بهتر می شم ولی وقتی مجبور می شم راه برم پاهام رو فراموش می کنم يادم می ره اصلا دردی تويه پاهام هست نمی دونم همه چی داره برام بی تفاوت می شه يا جسمم برام بی اهميت ميب شه ولی وقتی روحم هم درد می گيره همين بدبختی رو دارم من نمی خوام بی اهميت رد شم می گذرم ولی نه مثل گذشتن از جسمم نم خوام به درد نفهمی دچار بشم بايد تلاش خودم و بکنم نمی خوام فقط جسمم نفس بکشه من روحم بايد نفس بکشه بايد برم جلو به جای اين که بايستم و تماشا بکنم بايد يا عليم رو بگم

ماه رمضون هم تموم شد من تا اونجايی که تونستم بهتون سر زدم نينی ور پريده سر به تو هم زدم نظراتت باز نمی شد به خدا من ۹ می رسم خونه تا خستگی در کنم و شامو بريزم تو خندق بلا و نماز رو هولکی بخونم شده ۱۱ يه چند جا هم تلفن بزنم شده ۱۲ يه سر هم بيام تو نت تا بخوام برم ۱ شده و مامان جيغغغغغغغغ که تو مگه نمی خوای بری سر کار؟بخواب منم تند تند بابای می دم و ميام می خوابم

امروز تا ۱/۳۰ خواب بودم يه سر هم بايد برم سارارو ببينم ماماغش رو عمل کرده آی خندوندمش تا دماغش کج شه

فکر کنم آف بخونيدش

مرسی

تنهام نذاريد

خوش باشيد 

  
نویسنده : aIDa ; ساعت ۳:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۸/٢٢
تگ ها :

ای چراغ مهربونی تو شبای وحشت من

شهادت امام علی رو تسليت می گم

يه عالمه نوشتم همش پريد بعد از اين همه نوشتن دقيقا آخرش بودم همش پريد می دونم صلاح بود فقط يه چيزی :

تولد يکيه مبارک باشه

محمد (يه دل خاکی با کلی پاکی)

نه اين که واسه خاطر محمد آپ کنما نه يه عالمه حرف داشتم ولی همش رفت سعی می کنم جمعه ها آپ کنم

  
نویسنده : aIDa ; ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۸/۱٥
تگ ها :

|:

(موش عاشق):نه دیگه این واسه ما دل نمی شه

دل دیوونه دیگه عاقل نمی شه

هر چی من بهش نصیحت می کنم

که بابا آدم عاقل آخه عاشق نمی شه

می گه این واسه خودم دل نمی شه

یا اگر شد دیگه عاقل نمی شه

 

(ملا):بهش می گم جان دلم این همه دل توی دنیاست چَرا یکدوم مثل دله خراب و صاب مرده ی من تابعه ی زن های خشگل نمی شه

 

(رمال)چرا از این همه دل یکدوم مثل تو دیوانه ی زنجیری نیست یکدوم صبح تا غروب تو کوچه ول نمیشه؟


(نقال):می گه یک دل مگه از پولاده؟

می گه یک دل مگه از پولاده که تو این دوره زمونه چشاشو هم بذاره 

هیچ چیزی نبینه

یا اگر چیزی دید خم به ابروش نیاره

 

(خباز):می گم آخه بابا جون اون دل پولادی دست کم دنبال کیف خودشه  دیگه از اشک چشش زیر پاش گل نمی شه

 

می گه هر سکه می شه قلب باشه اما هر چی قلب شد دل نمی شه !

(ایرج):نه دیگه، نه دیگه ،نه دیگه این واسه ما دل نمی شه

شهر قصه.

 

قديم ها نماز و روزه انگار فقط مال خانوما بود ولی الان برعکس شده خانمه روزه نمی گيره آقا هه روزه می گيره اصلا قديم هيچ کس يادش نبود به کسی بگه ماه رمضون مبارک ولی الان هر جا پاتو می زاری بهت می گن ماه رمضون  مبارک الان پسر هامون روزه می گيرن نمازشون رو می خونن. ولی قديم اين جوری نبود اصلا خيلی چيز تغيير کرده الان يه جورايی همه با هم خوبن نمی دونم همه با هم يه صميميت خاصی رو دارن وقتی يه پسر و يه دختر غريبه همديگرو می بينن انگار نه انگار غريبه ان و نسبتی باهم ندرن کاری بتونن واسه هم انجام می دن

 

اين متن و هم خيلی وقتت پيش که تلفن قطع بود نوشتم که به موقع نتونستم آپ کنم حالا بخونيد آخه لازم می شه

 

 

شیک پوش - جذاب - منطقی- مهربان- وفادار - صلح جو - با اراده - نکته سنج – حساس

هر مردی که زن متولد مهر دارد یک وکیل مدافع زبر دست دارد

اکثرا حق با اوست

اگر در گنجینه ی دل یک زن متولد مهر یک جواهر گرانقیمت و بی نظیر وجود داشته باشد ،مردی است که او به عنوان عشق ،افتخار ،همسر انتخاب کرده است

او از وفادارترین همسران عالم است

زن مهر ماه از تنهایی تنفر داردو همیشه در میان جمع حلقه دوستان است به اصل دوستی و صمیمیت معتقد بوده و حق دوستی را ادا می کند

زن متولد برج تراز بطور کل بسیار فهمیده است و قدرت تجزیه و تحلیل فراوان دارد ،کمتر اتفاق می افتد از روی احساسات تصمیم بگیرد

او در همه حال راز دار و حرمت نگه دار و وفادار است

در تزئین منزل از رنگ های شاد استفاده می کند(خردلی) و در ترکیب آنها چنان استادی از خود نشان می دهد که گویی یک نقاش است

اما همزیستی او تا وقتی شاعرانه و صمیمانه و نرم و لطیف است که شما نیز احترامات مقابله اش را حفظ کنید وو جانب عدل و انصاف را نگه دارید پناه بر خدا اگر بخواهید نقش فرمانده و آمر برای او بازی کنید .

از جنگ و جدال بیزار است

تنها چیز مهمی که او در زندگی از شما انتظار دارد داشتن انصاف و مهربانی و رعایت مسولیت ها و وظایف است.

((و داشتن انسانیت))

در صورت لزوم خیلی هم جدی و سخت گیر است

علاقه ذاتی متولدین مهر ماه به شیرینیات و انواع تنقلات آنها را همیشه در معرض خطر چاقی قرار می دهد

از نظر ضاهر ،صورت این دوستان شیرین و ملیح است .اکثرا یک گودی (چال)در صورتشان پیدا می شود هنگام خندیدن یا در چانه

از دیگر عادت های این افراد این است مرتب با خودشان حرف می زنند در واقع  بلند فکر می کنند

متولد مهر از سوال بدش می آید

این بچه بچه ی ونوس است او متخصص نرم کردن قلب های نرم است (مخصوصا تو پول گرفتن)نگاه او جادو می کند

او استقلالش را با چیزی معاوضه نمی کند و اگر به وسایل شخصی او دست بزنید متعارض شما خواهد شد(تقزیبا یکی از پسر خاله هام جرئت نداره بیاد تو اتاقم)

او از غیبت کردن متنفر است و هرگز پشت سر کسی صحبت نمی کند و این اخلاق معمولا در تمام عمر با اوست(مریم)

خلاصه این که ظاهر آنها هم مانند باطنشان دوست داشتنی و جالب است.

 

هیچی دیگه کسی که می خواد با من زندگی کنه باید بره بمیره دعوا که نه!تنهایی که نه!غیبت که نه(مادر شوهر)!

بعدشم هی باید تنقلات بخره بریزه تو خندق بلای من و همانا مادر من روزی هزار بار به پای خدا می افتد که ای آفریدگار جهان و جهانیان دختر ما را شویی ده که سوپری از آنش باشد و من هم پشت سرش می گوییم آمین و همانه پشت چشم نازک کردن مریم و چون نمی تواند خودش را نگه دارد می گوید به مادر من :خاله جان من رو هم دعایی کنید تا از بی شویی در امان باشم  و مادرمان می گویند امیدوارم به حق فاطمی زهرا یه شوَری گیرت بیاد کچل و پولدار و کم گنده (بعضی مواقع جمع هم می بندند)

من :

مریم :

خلاصه این که از گل نازک تر هم که نباید بگه،باید روانی بازی هامو هم تحمل بکنه که با خودم حرف می زنم گاهی وقت ها خودم هم خندم می گیره نگاه می کنم کسی دور و برم نباشه

 

حدود16 .17 سال پیش ساعت 6 صبح تولد شدم از اون جایی هم که بنده دوست دارم هر کسی می خواد تولدم رو تبریک بگه دقیقا 6 صبح باشه دوستام باید قید خواب رو بزنن! 

خدایا عشق من پاکه اگرچه عشقی از خاکه .

 

از همتون ممنون که اومدين تبريک گفتين تولدم رو

مريم ،سايه،هلنا،فرزاد،کرگدن،هيچستان،مهرنوش،موشموشک،ماهان،حسين؟،اميرطلا،محمود،يلدا ،عسل،محمد،لولی وش؟،اسما ،ست،ميکاييل،زهرا ،مهربانو،، ليلا،

  • يه چيزه خيلی عجيب اين که مريم نيومد!
  • مريم واسم تولد گرفت بازم چون زياد نوشتم دفعه بعد می گم
  • جای مهتاب به تاريکی شب ها تو بتاب

يه چيزی بگم حدود ۴۰۰ تومن بذاريد کنار تا يه چيزی رو سر فرصت بهتون بگم

من می خوام اسمت و تکرار کنم من می خوام چشمامو بارونی کنی تو چشات چشمام و زندونی کنی  من می خوام فقط مال خودم باشی

مرسی تنهام نذاريد

خوش باشيد

  
نویسنده : aIDa ; ساعت ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۸/۱
تگ ها :