D:

مرا هزار اميد است و هر هزار تويی

و اما به قوله يه نفر دختری بعد از چند روز از گور به در شد

شيراز داره بارون مياد شر شر آی کيف می ده مخصوصا ديروز بارونش خشگله تا حالا به مدل بارون توجه کردين؟تند تند مياد بعر قطره هاش کوچيکه و با ضربه هست عاشق اين بارونم

الهی شکر حالمان بد شد و از محل کار به بيرون زديم و همانا نرفتيم سر کار

ساعت ۲:۳۰

از مغازه زنگ زدن تا شماررو ديدم يادم افتد به مدرسه ها که می گفتن چرا رفتی خونه اگه خوب شدی پوشو بيا جواب دادم:

زهره:سلـــــــــــــام

من:سلام (از ترس هم اسمش يادم رفته بود).....(خوشحالم بودم که انقدر با محبت حرف می زنه و زنگ زده حالمو بپرسه )

زهره :ساعت خواب کجايی دختر؟نميای؟

من:خواب نيسم که نه نميام عصر هم نميام

فردا زهره:ا پس اگه فردا خواستی بيای اون امانتی يادت نره

من::نه يادم بود

با اون حاله زار داشتم ميومدم خونه يکی از دوستامو ديدم خيلی ريلکس دستور می دن از ماشين پياده شويد

::من::(آخ خدا چه موقع فريا ديدن بود)سلام کجايی کم پيدايی؟

فريبا :بی معرفت تو کجايی؟بيا تا خونه ما پياده بريم

من::فريبا دارم می ميرم حالم خوب نيست

فريبا::خوب مامانت چه طوره؟

من::خوبه

تقريبا يه ۱ کيلومتری راه رفتيم

سر کار آی کيف می ده وقتی سرد می شه شلغم می خرن از صبح می زارن واسه عصر بعد تمام مغازه هم بو شلغم می گيرهتازه سوپ هم درست می کنيم

تا يادم نرفته تولده هووووولووووووو،داداشی امير،و اسما رو تبريک بگم داداشی رو نمی دونم

هولو ۲۱ آبان

اسما ۲۲ آذر

آيدا ۱۰ مهر

چند روز پيش کنسرت بودتمام اون هايی که تويه آموزشگاه باريتون درس می دن کنسرت گذاشته بودن با بعضی از شاگرداشون

۴ تا ۶ سنتی بود از ۶ تا ۸ هم پاپ

قسمت پاپش يه نفر بود من می شناختمش و چون داشتم از حسود خفه می شدم هی دوستمو چنگ زدم و بسی موهايش را کشيدم که من اين و می کشم

به خدا تو گلوم گير کردهخ بعد هم عين مار اومد ۲ رديف بعد ار ما نشستن کلشو تقريبا جلوم بود هی خودمو چنگ می زدم نرم چلو ملت بزنم تو گوشش

يکشنبه سر کلاس آی نق زدم سر جون دبيرم که من می خوام اين و بککککککککشم

::چرا عاشقش شده؟

::وا توفست من دارم حسودی خفه می شم بعد شما می گين عاشقش شدی؟

وی خيلی وقته همچين ساعتی از روز خونه نبودم يه طورايه

يه چند تا حرف:

من اگه به قول شما ها چرت می نويسم واسه اينه که دلم می خواد

نه جدا از همه چيز من اگه اين جوری می نويسم واسه اين هست که نمی تونم راخت حرفم رو اين جا بنوسم واسه اين که دلم نمی خواد همه حرف دلم و مغزم رو بدونه من شاد می نويسم شايد کسی بتونه بخنده دلم نمی خواد کسی بياد تو بلاگم و بره تو فکر زمانی هم که اين جوری نوشم می دونستم خيلی ها می گين چرت و ۱پرته ولی اهميت نداره

خودتون بگرديد و پيدا کنيد

معرفی:

من هی می نويسم بعد شما ها هی نمی شناسين

مامان:مامانم          آنا:آبجيم       اسما:دوست      سارا  ندا ندا ندا مريم فريبا ساناز الناز پروانه سمانه و ....:دوست

بنفشه ،سولماز:دختر خاله(ووی دختر خاله)    سياوش ،هادی،علی،ممد،محسن:پسر خاله

خاله شهناز و خاله اعظم هم :خاله هام

مژم برگشته تو چشم کور شدم بسکه دست کردم تو چشام

 

عزيزم بگو برمی گردی

  • تقويم ۸۴ هم رسيد
  • رکورد گذاشته شدن آهنگ هياهو تو مغازه ما شکسته شد و باعث انزجار پسر ها و تشديد علاقه دختر گرديد و همانا من در خاطره هايم فرو می روم
  • delak-aida.persianblog.ir  بلاگه منه هی يادم می ره اسمش رو بنويسم الان که آفم اگه آن شدم لينکشو کی زارم
  • همچنان باران می بارد و جلوی لاوک ما استخر درست شده و صبح ها هم يا يخ می زنه يا به وسيله نسيم موج می شه
  • م دونستم که دل سرد تو موندنی نيست رفتی پر کشيدی دل نشست و گريست

همانا وژه ام در آمد در حال که با دستی پلک بالا را به طرف بالا جر می دادم و با دسته ديگر انگشت اشاره خود را تا بند دوم در زير پلک چپانده بودم

تصورر کنيد خسته باشيد خاله ها تون هم با بچه هاشون هومده باشن خونتون

ممد،محسن،خاله اعظم،خاله شهناز،سولماز

از اون جای هم که هر وقت ممد می خواد بياد خونمون مياد دنباله من از سر کار خوب که چپ چپ نگاه من و ممد کردن و اگه از من کوچيکتر نبود و داداشم نمی شد تا حالا  من و الان با هم ازدواج کرده بئديم چيزی بهمون نگفتم و فقط گفتن :آخی خاله خستته؟

::آره خاله خستمه فردا هم جمعست می خوام تخت بخوابم

بعد از شام

:ببخشيده من خيلی خستمه می رم بخوابم و تقريبا فرياد زدم تا جواب شب بخير من و دادن

ساعت ۲ همهنا با صدايی که شبيه انفجار بود از خواب پريدم

ديدم خاله و دختر خاله و مامان و انا و همه آی می خندن منم از تو اتاقم که آی چتونه ديدم صدامو نمی نون رفتم بيرون می گم چتونه مردم خوابن ساعت ۲ هست

مامان؟

باشه

ممد سرشو اوردم عقب چون من تو راهرو بودم داد که بيا چرا خوابيدی؟

منم ول کردم پتو کشيدم رو سرم بعد ۵ دقيقه خوابم برد

صبح می گم چتون بود

هيچی خاله اعظم من از سوتی هاشون می گفتم خاله شهنازمون هم جک می گفتم

جک تعريف کردن خاله من خيلی با حاله هميشه اولش خوب می خنده خوب که ما از خنده اون خنديديم يه جک بی مزه می گه بعد دوباره از بی مزگيش همه می زنيم زير خنده

الهی

ناله از چه کنم؟از بوده يا نبوده؟

از بوده که محال است و از نا بوده بيهوده

مرسی تنهام نذاريد

خوش باشيد.

  
نویسنده : aIDa ; ساعت ۸:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٩/٢٤
تگ ها :

 

من برای اين که از خويش چيزی به تو بفهمانم جز چشمانم چيزی ندارم

احمد شاملو

وای اوندفه يه عالمه نوشتم دی سی شدم نيومد بعد هم تلفن زنگ خورد منتظر موندم که تموم شه يوهو پام رفت رو سيم برق همش پريد تنها چيزی که گفتم واسه اين که داد نزنم از حرصم گفتم خيريت بودم(تسليم=کار هميشگی)

اشکال نداره زياد تر فقط می شه :

حال و حوصله ی نوشتن مثل قديم رو ندارم اومدم اين رو بگم که زنده ام نيست شما ها هم هی کامنت پشت سر هم می زاشتين که آيدا کجايی!

خدا کنه بتونم به خواسته هام همين جور که تا حالا رسيدم برسم

نمی دونم نمی دونم واقغا نمی دونم خيلی حرف دارم ولی اسمشون می شه گله ،ناشکری،نديدين خيريت ها نمی دونم حرفام زيادن

تنهام نذاريد

  
نویسنده : aIDa ; ساعت ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/٩/٧
تگ ها :