نه اين که تعطيلش کرده باشم نه!به تنهايی نياز دارم ///////سکوت ت//ببينم چی به چيه ببينم و بهم ثابت بشه حدسام غلطه//برام دعا کنين //راضی نيستم

  
نویسنده : aIDa ; ساعت ۳:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱/۳۱
تگ ها :

 

 دوبار نوشتم هر دوبارش پريد //خيريت!

نمی دونم تورو نفرين کنم يا اين که نه

 نمی دونم تو حل مشکلی يا مشکلم !

  
نویسنده : aIDa ; ساعت ٢:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱/۳٠
تگ ها :

 

مرسی از همتون /

  
نویسنده : aIDa ; ساعت ۳:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱/٢٦
تگ ها :

D:

نه هر که چهره بر افروخت دلبری داند    نه هر که آينه سازد سکندری داند

نه هر که کله کج کرد و تند نشست    کلاه داری و آيين سروری داند

آقای محترم حافظ

  1. اول از همه واسه مريم دعا کنينچشاش درد می کنه باز نمی شن
  2. مامان بزرگ شوهر خالم فوت کرد.
  3. يادم رفت بگم آی با مريم و ندا و نجمه سبزی گرهههههههههههه زديييييم  من درختم گره زدم علفه ديگه يهو می بينی باد اومدم شاخه ه کنده شد

پی سی من بعد ار يک هفته درست شد آخرش مجبور شدن فايلی رو که می خوان از نت بگيرن اصولا سيستم منم مثل خودم دست نيافتنی هست

۱۳ بدر با مريم اينا و ندا اينا بوديمباغکلی بازی کرديم مريمم  ///يه عالمه گل شقايق چيدم گذاشتم لايه دفتر دوستم گلا رنگ دادن به دفترشگفت اشکال ندارهبا ندا و نجمه و محمد رضا و مريم زديم به کوه از اون جايی هم که راه کوه تا جايی که بوديم زمينی بود که می خواستند شخم بزنن باره ديگر به اين موضوع می رسيم که مريم باغبون يه چيزی گفت دهنمون باز موند و ايمان آورديم که بسی باغبان خوبيست چغله بادام نيز به مقدار فراوان ميل فرموديم و صد البته فقط کم مونده بود بريم بالايه درختآخرش من و مريم يه جايی گير اورديممممممممم يه درخت تک بود يه گوشه هنوز دست کسی بهش نرسيده بود

کلی بدمينتون بازی کرديم ، شب برق رفت کلی جيغ زديم از سردرد هم مردم واسه اين که از ته گلوم جيغ زده بودم فشار اومده بود به سرم سر درد گرفتمکلی هم پر خورديم صبح هم عين آدم آهنی راه می رفتمتمام بدنم هنوز گرفته

جاتون سبز اربعين جايی که شمع روشن می کردم آی خوشگل بود عسکم گرفتم

پريشب تازه اومده بودم خونه:

مامان:   من:  کتی:

:آيدا

:بله؟

:بيا ببين کتی چشه داره صدا می ده؟از عصر تا حالا داره صدا می ده گناه داره شايد يه جا گير کرده

تقريبا تا کمر دوتا مون بيرون بوديم

:آخی کتی؟

:وووووووووووووووووووووووووووه ففففففففففففففخ(گربه دارا می دونن اينا صدايه چيه)

تو صورت مامان

:شما که هميشه بهش بد و بيراه می گفتين حالا قلب می زنی؟

:گناه داره برو ببين کجان؟کتييييی؟

:مامان خونه همساين من که نمی تونم برم در خونه همسايه در بزنم بگم گربم و بدين می زنه تو سرم

:آخی والله گناه داره

:مامان چيزيش نيست دنباله يه گربه گذاشته اينه ها ديديش؟

صبح کنار پنجره

:ا نگاه کتی دنباله گربه سفيده گذاشته؟ديشب من فکر کردم يه جا گير کرده دلم به حالش سوخت

:من که گفتم بهت اين جايی گير نمی کنه لابد ماده ست ای خاک تو سرت بکنن اين جوری بايد سر صدا راه بندازی براش؟.

يه بار سولی گذاشت دنباله اين گربهه من مونده بودم کدومشون سولين هر دوشون سفيد هر دو به يه اندازه پشمالو

چند ساعت بعد هنوز صداش ميومد دل مامان و من به حالش کباب شد مامان رفته بود کنار پنجره هی می گفت آخی کتی! منم اين ور ای به درک خودم می رم برات يه ماده ميارم می خوام صد سال محلت نذاره بچم هی غرورشو خورد می کنه برات محلش نمی زاری ای بميری

چند ساعت بعدش مامان با خوشحالی ای آروم شد

امروز

يه چيزی از جلوم رد شدففففففففففففففففففففففخ

پشتش کتی ووووووووووووووووووووه

 

اوا اين سياه کيه؟

رفتن تو يه خونه منم آآآآآآی کشتين همديگرو

بعدشم با حالت مظلومانه رفت کتی خونه غذا بخوره

بعدشم شماها که هی می گين فيلمه ترس نداشت ،نداشت من که تا آخرش نگاه که نکردم يکم ديدم ،بعد امکان اين که فيلمه ترسناک باشه زياده نگاه نکردم ترس بيشتر من بيشتر به خاطر ياداوری جن گير ۱ بود از اين می ترسيدم که فقط ۱٪ يه جن بياد سراغ مريم منه بدبخت همين جور مريم و جن می بينم وای به حال اين که برم تو اتاقش ببينم رو سقفه .مريم جن نشده رو سقف هست

شنبه که خونه مريم اينا بودم مامانش گفتن اونايی که مادراشون سيد هستن خودشون هم سيدن درست متوجه نشدم اين و واسه حضرت زهرا می گن خيلی ها جدشون حضرت زهرا هست

زين پس منم سيدمباب الحوائجامام موسی کاظمدلتون سوز

يه جای رفتم الان گم کردم آدرسشو نوشته ی يه زشت رو بود حرفاش اين بود که مردا اگه می گن قيافه برامون مهم نيست دروغ می گن و بقشون هم می گن هم نمی گن و بعضی هاشون می گن فقط قيافه  و کلی بد گفته بود هم از خوشگلا هم از مردا

بابا اين جوری که نمی شه انسان عاشق زيباييه حالا اون کسی که زيبايی داره و يکم به زيباييه خودش توجه داره که نمی شه ريختش دور /مردا هم که اصولا فقط دنباله زيبايين خيلی هم سراغ دارم نمونش بابام قصدم تعريف نيست يکی گفته بود من زن خوشگل می خوام واسه اين که وقتی از سر کار اومدم خونه خستگيم با ديدنش رفع شه هر چند من اون آدم و اصلا جز مرد ها حساب نمی کنم ولی يه جوريه همه مردها اين جوری نيستن فکر کنم ديد اون يه مقدر بد بود شايدم من نمی تونم اونو درک کنم ولی هر چی که هست آدم نبايد به خودش اجازه همه رو به يه ديد ببينه آدمی که زيبايی يه نفر براش ملاکه (خيلی)يه چيزيش کمه شايد يکم کليشه ای باشه ولی من اين و زمانی که درک کردم سنی نبودم که بخواد کسی بهم بگه خودم با تمام وجودم حسش کردم

سيرت شخص اگه زيبا باشه صورتشم زيباست

مثلا من می بينيد انقدر درخشانم و سفيد و براق هستم ماله دلمه از دل من نور می پاشه بيرون يعنی فوران می کنه/

دختر شيرازی وووووووووووووو سفيدی!

هر جی فکر می کنم اين آيدين خيلييييييی زشتهوای اين چرا همچين می کنه

کتاب خوندم گروشام گرينچ و جام نحسرمان نوجوانانمثل هری پاتر

۲۵ اردیبهشت تولد مريمه

زرشک=زرکش 

اين و مريم سر سفره بسکه داشت هول می زد گفت

همين الان مريم اومد

چشاش بهتر شده بود

تو چمران جلو چشم مامانم تصادف شده بود

مرسی

تنهام نذاريد

صلوات

خوش باشيد

  
نویسنده : aIDa ; ساعت ۸:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱/۱٥
تگ ها :

D:

بر سر آنم که گر ز دست برآيد  دست به کاري زنم که غصه سرآيد

حافظ

پنجشنبه عصر مريم اومد خونمون و شب من رفتم خونشون ساعت ۱۲نشسته بوديم گير دادم اون پارتيی که می گی دختره توش شبيه منه کو؟رفتيم پای پی سی پيداش نکرد و گفتم فيلم جن گير ۵ رو بزار نمی دونم ۴ بود يا ۵ چون من ۱ رو ديده بودم فکر کردم قشنگه يه کم نگاه کرديم ديدم قشنگ نيست يه فيلمه ديگه گذاشت (۱۳ جن)اگه هوس کردين کنار مامانتون بخوابيد و فکر می کنيد زشته با مامانتون نگاه کنيد اگه تنها نگاه کنيد بازم زشته چون بزرگ شديد ولی اگه با مامانتون نگاه کنيد حداقل درکتون می کنن اونا که نمی ترسن فقط می دونن هيجان زده شديد صبح براشون درددسر می سازيد

مامانه مريم درو باز کرد بياد تو ۴ متر پريدم من و مريم و محمد تو تخت چپيده بوديم ديدم می ترسم مريم رو راضی کردم که بريم بخوابيم ديدم مريم راه افتاد

من:کجا؟

مريم:می رم دستشويی ميای؟(قبل از خواب بچم می ره دستشويی می خواد مسواک بزنه)

من:مريم ای جون خودت ميام يه گوشه وايميسم

مريم:می ترسی واقعا؟

من:مرگ

مريم:برو پيش مامانم اينا

(چنگش زده بودم)

من:تنها؟تو هم بيا

يکم مرجان خوارش و مامنش اذيتم کردن تا مريم بالاخره تصميم گرفت امشب تموم نشه و فردا تموم شه و رفتيم که بخوابيم

مريم:پوشو چراغ خاموش کن

من:من؟بی خود خودت پوشو

مريم:پوشو ترس نداره

من:به خدا اگه بگی من از جام تکون بخورم تکون نمی خورم خودت پوشو قسم خوردم

خانوم مثلا نمی ترسه اول بخاريشو زياد کرده نه واسه اين که نور بخش شه هاا بعد با يه حالته  اومده بخوابه و گفت اينارو هم تو بلاگت بنويس که می ترسيدی هی همش آبرو من و می بری داشتم فکر می کردم هنوز ۳۰ ثانيه نگذشته بود هنوز مريم و چنگ زده بودم و چسبيده بودم بهش تازه گذاشته بودم روشو بکنه اون ورداشتم همين جور فکر می کردم

تق تق تق تق تق

مريم کی بود؟

مممد ديونست

مريم پوشو جون خودت

ممممممممممدههه بچه

(خودشم ترسيده بود )

داشتم سکته می کردم اتاقشم تارررررريک کم مونده بود بميرم

مريم پوشو می ترسم

مريم:ممد اگه بفهمم تو بودی می زنم تو سرت از جات بلند نشی

من:پوشو خبرت

چراغ و روشن کرد ديدم هيچی نمی گه

مرجان خواهرش بود منه بد بخت داشتم می مردم

تا ۳ که داشتيم ۳ تايی می خنديديم يه چند بار هم ترسيده بود يه بار هم مجيد مياد در اتاقه مريم و باز کنه تاريک بوده هی ميومد درو باز کنه دستگير درو نمی ديده هی رو در خراش می نداخته تا درو باز کنه مريمم چشم به در

ترس داره به خدا

بعد هم خوابيديم و ساعت ۶ صبح ندا و اسما به فاصله ی ۱۰ دقيقه بهم زنگ زده

ساعت ۹ هم بيدار شديم که بريم باغشون!

يه چيزی که بايد به صفات مريم اضافه کنم که بچم مريم باغبون هم هست و ما خبر نداريم يه چاقو گرفته بود دستش عوض اين که از طبيعت استفاده بکنه دنباله سير تو زمين بود اونم چه سيراييييیبيشتر شبيه علف بود يه چند تا کمکش کردم ولی علف بودن

منم رو زمين دنباله مار بودم می ترسم پام بره روش جنگی بشه

گلم چيدمگلايه عادی بود ولی وقتی زياد شدن خشگل شدن منم عادت دارم گلای ساقه نازک خشک کنم شايد با کمک مريم و محمد و يکی ديگه نمی دونم اسمش چی بود پسر عمويه مريم بود (کوچيک بودا)شايد ۱۰۰تا چيديم

بگو کی بوده که لبهاش گل لبت و سوزونده

حسودم حسودم با چه رنجای دل سنگت رو ربودم

آهنگه شاد ندارم شهرام کی گذاشتم

گير دادم به مامان بريم اهوازيکی از دوستاش زنگ پشت زنگ که بياين اهواز مامانه منمتا ببينم چی می شه!

نانسی گذاشتم

ديگه هم همين

امسال اصلا نفهميدم چقدر عيدی گرفتم مامان هی پول دم دستش نبود هی آيدا پول بدهالان!

فکر کنم

نه نمی گم

مرا هزار اميد است و هر هزار تويی

يادش بخير اين جمله رو تو کنسرت آقای دبيری پسر عموش گفت

روحش شاد

صلوات

مرسی

تنهام نذاريد

خوش باشی

  
نویسنده : aIDa ; ساعت ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱/٧
تگ ها :

ِِD:

انسان می تواند

بی آنکه انسان بزرگی باشد

انسانی آزاده باشد

اما هيچ انسانی نمی تواند،

بی آنکه آزاد باشد

انسان بزرگی باشد

خليل جبران

فکر کنم آخرش به يه چيز برسن هر دو

رسم هست تا ۱۳ عيد سفره پهن باشه من هم دست به سفرم نميزنم ولی ميزارمش پايين هر کی مياد تا می بينه اين سفره هه هست فکر می کنه آپ نشده

تا دلم آروم بگيره سر به کوچه می زارم رو به آدم ها می خندم تو سياهی ها می گريم

خيلی وقته سعی می کنم آهنگ های قشنگ گوش ندم هر چی گوش می دم همش صحنه جلوم ظاهر می شه يا يه فکر تو مغزم جرقه می زنه که آخرش گريم می گيره

آشناي درد، خورشيدش سرده ،تو قلب سردش ؛غم لونه کرده

از عصر که خونه مريم اينا بودم دلم گرفته ،دلم نگرفته کلافه ام وقتی بهترينم رو می بينم که کلافست و کاری نمی تونم براش بکنم منم کلافه می شم

برام دعا کنيد قوله يه چيزی رو دادم که فکرش  و ياد آور روز هاش از الان بغض اورده

اولش يه عالمه چيز تعريف کردم از ديشب ولی پريد

همه می گن اونی که رفته مياد يا اين هفته مياد يا اون هفته مياد، صبح تا شب چشام به اين دروازه هاست پس اونی که می گن مياد کجاست ،نکنه گم شده باشه قاصدک قاطی مردم شده باشه قاصدک ،ندونه راه خونه کدوم وره نکنه شيطونه اونو ببره، قاصدک دلم براش شور می زنه نکنه دلش يه وقتی بشکنه، آخه اون خيلی ظريفه قاصدک مثل روح من لطيفه قاصدک ،قاصدک ترو خدا راست بگو اگه اون فقط تو روياست بگو!

قاصدک حرف های گلرخ رو شنيد قاصدک هيچی نگفت هيچی نگفت

امروز عصر تو باغ که بودم گل چيدم وقتی داشتم می رفتم خونه می خواستم برم جايه هميشگيم و شمع روشن کنم با مريم رفتيم تو سوپری که شمع بگيرم ديديم مرده داره نگا گلا می کنه اولش فکر کردم می خواد متلکی چيزی بگه سنش بالا بود آخه مريم گلارو گرفته بود رو صورتش مريم گفت چيزی می خواين (آشنا بود)گفت از گلا گفتم گلايه عاديه از باغچه چيدم (فقط يه مدل علف گل داده بود خواستم  ساده بگم)از گلا برداشت يه شعر خشگل هم همون موقع گفت ولی فقط معنيش يادم مونده فقط يادمه خيلی به دلم نشست يه چيزی تو اين مايه ها بود که گلايه باغچه با زبانه بی زبانی منو متهم کردن و وقتی گفتم حيف گفتن حيف که اين با اين همه خاطره قشنگ و خوب ازش جدا شدی

امروز تو باغه مريم اينا مريم رو زمين دنباله سير بود که نمی دونم چرا بيشتر شبيه علف بود منم دنباله مار نه اين که خوشم بياد حواسم بود يه وقت پام نره روش دوره پام بپيچه وحشتناکه

الان اومدم يه آهنگ گوش بدم ديدم اسمش دبيری هست بازش کردم يادم افتاد قديما دنباله يکی از آهنگای گوگوش بود

بيا که دیگه داره دير می شه    دلم تو سينه داره پير می شه

باز دلم غم داره     باز تورو کم  داره

کی پشيمون می شی    کی مهربون می شی

دل داره خون می شه     غم فراوون می شه

بی تو ديگه دنيا واسه من عذابه    می بينمت هر شب اما افسوس که تو خدابه

اين تو همون سی دی که مريم بهتون داد هست اسم آلبومش يادم نيست ولی بگرديد پيداش می کنيد

اصلا نمی دونم کجا گذاشتمش سی ديرو

خسه نباشيد آقای دبيری

خنديد

صلوات(يادته؟)

تا حالا شده زندگی يه نفر حالتو بهم بزنه؟اون شخص عزيزت باشه ..نمی دونم

تا حالا رفتين جلو آيينه سن خودتون رو بگين بعد يادتون بياد وقتی ۱۳ سالتون بوده به خودتون گفتيد اگه اون موقع برسه چقدر خوب می شد اين جوری قدر سنتون رو بهتر می دونيد

قول می دم از اين وضع بيام بيرون البته اومدم بيرون ولی امشب واقعا کلافه ام دلم می خواد خفه کنم

نانسی گوش دادين؟عربه !آهنگه بسه بسه شهرام رو اول نانسی خونده شهره هم که آهنگه هوس رو از يه دختر ترکی برداشته ولی خوشگله

نه ديگه اين واسه ما دل نمی شه

من از اون چشات می ترسم از  اون دوتا چشم سيا می ترسم

مرسی

تنهام نذاريد

خوش باشيد

  
نویسنده : aIDa ; ساعت ٢:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱/٥
تگ ها :