قربونه بلاگم برمممممممم!بچم ۲ سالش شد

  
نویسنده : aIDa ; ساعت ٦:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱۱/۱٦
تگ ها :

ِِD:

چشماتو رو هم ميزاری و منو يه يادت ميارنو

دوباره دست تکون می دونو منو بهم نشون می دنو

کم مياری آخه منو

منو به يادت مياريو

دنيا ديگه مثل من نداره

نداره نه می تونه بياره

دلا همه بی قرار عشقن

اما عشق که واسه من بی قراره!!!!

می گم می گم کدوم خيابونه که تورو به من می تونه برسونه

سه ساعت دارم می نويسم همش پريييييييد

از اون جايی که ديدم کامنتام پر شده از اين که چرا نميای و ببا دلمون برات تنگ شده و بيا و کم پيدايی و اينا گفتم بيام يه آپ کنم از خجالتتون در بيام

آی پام خواب رفته

آی دلم برای اين جور نوشتن تنگ شدههههه

يه دلم می گه برو تهرون يه دلم می گه نرو تهرون (می تونين ريتم سلطان قالب ها رو بدين)

نمی دونم ما فيزيک می خوايم چی کار!می خوام صد سال ذهنم آمادگی حل کردن مسائل رو نداشته باشه٬!ديروز يه امتحان ازمون گرفتن انقدر سخت بود که يکی از پسر ها مشسته بود گريه می کرد!حرصص داشت من خونده بودم ولی خيلی سخت بوووووووووووود

هيچکی مثل من نمی تونه نمی تونه قلبتو بخونه می گم می گم کدوم خيابونه که تو رو به من می رسونه

نه     

نداره دنيا مثل مــــــــــــــــــــــــــــــن

ديگه هم اين که من کم کم دارم با کمبود محبت مواجه می شم !هر کی تا زنگ می زنه خونمون يا حتی دوستام که منو اين جا می بينن اوّل(فارسی را پاس بداريم!) احول جونورمون رو می پرسن!!!!!!!!!!!!!!

*منظور از جانور همانا سولی سگمون می باشد!

تو راهی که داريم می ريم دانشگاه يه آبشار(آبشار!)هست يخ رده قنديل زده!اينور (راست!)برفه!اون ور (چپ)خشکييييييی!

لنگر ميندازيم!بادبان ها را جمع کنين!

از اون جايی که من خیلی خوشگلمو منتها کسی بهم توجه نداره بعدش اين روزا که انتحان داريم همه اشکال درسی دارن و اينا همه توجه می کنن بهم و اينا و بعدش پی بردن به اين قضيه و هی هی می گن خوشگل شدی و اينا و بعدشم آخر کور شن با اين چشاشون!چيشوم زدن !صورتم پايينه ابرويه کمونيم سوخت!

فکر کنين من آماده رفتن به دانشگاه باشم!مامان اسپند داره تو خونه می گردونه!گيييير بده بذار بزنم تو ذغال بعد بزنم رو صورتت!

هی من دو قدم برم عقب هی مامان بسه قدم بياد جلو هی من هی مامان!/آخرش هم...........

ته ديگ بودم بدتر هم شدم!

قبلا گفته بودم!لذت بخش ترين کار تو جهان واسه من بيدار کردن اين موجوده

الان تو بغلمه

موارد مورد علاقه ی  اين جانور!

  • سيب
  • پوست موز!
  • گوجه فرنگی!
  • خيار!به خاطر قرچ قرچش!بعد تف می کنه بيرون!
  • بيسکويت!کيک!
  • نون خشک!به همان دليل خيار!
  • پرتقال
  • برنج هم می خوره!
  • لوازم آرايشی!به خدا دروغ نمی گم!می ره برای چند ساعت پيداش نمی شه بوی خيانت به دماغم می خوره ميرم پيداش می کنم از ترسش می ره زير ميزم موهاشو ميگيرم می کشونمش بيرون نگاش می کنم می بينم ريملم تو دهنشششششششششششششششششششه صورتشم سيااااااه!
  • مامانم!من آخر دق می کنم
  • توپش!عروسک که دو برابر خودشه!جرئت دارم دست بزنم به عروسکام!يهو می بينم جلوم ايستادهوقه می ده بده به من!ماله منه 

برو اونور   نگاه التمس آميز سولی به مامان!     مامان:خوب بهش بده گناه داره!

من:چی چی گناه داره!کم کم می خواد همه ی عروسکای منم صاحب شه

عروسک رو می زنم به ديوار تا چشش دارد و دق کنه

  • قند!خدا نکنه يکی بخواد چايی بخوره!دوست و دشمن نداره براش!انقدر نگاش می کنه و هيچی نمی گه و ن مظلومم رو می گه که آدم می گه بيا!
  • پاکن های من

 

يه ۱ ماهی هست من قرار از اسما خوستگاری کنم هی نمشه!انقدر من و مريم اذيت کرديم انقدر به اذيت به خدا و سبزه متصل شديم که آخرش مريم داره شوهر می کنه!

وااای يادم اومد!

هيچی بدتر از جلسه ی خواستگاری نيست!همه می گفتن می خنديدن!من عين برج زهر مار!ووووووووووی!دلم می خواست پرتقالرو بچپونم تو دهنه پسره!

مريم هم تا عيد ديگه می رتش!

ديگه هم همينا اين مدت کلی سوژه پيدا کردم که بيام اين جا بنويسما!همش يادم رفت!
آی يکی از درسامو شدم ۲۰برنامه نويسيه  c

نداره دنيا مثل من!!!!!!!

................

سر سال آقای دبيری هم گذشت!.......

ابر خاکستری بی باران!

                    دلگير است...

و تو!در پس آن ابر خاکستری سرد کدورت دلگير تر است

.............        

مرسی

تنهام نذارين

خوش باشين

  
نویسنده : aIDa ; ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱۱/۳
تگ ها :