D:

شبا که ما مي خوابيم آقا پليسه بيداره

ما خواب خوب مي بينيم اون دنباله شکاره

بقيشم حفظ نيسسستمم(سعي کنين آف بخونيدش)

لحظه ي ديدار نزديک است باز تو  ديوانه اي مستي

باز مي لرزد دلت دستت

باز گويي در جهان ديگري هستي

اين جا سوسک سفيد!مي دونم تو ديونه اي و نباشي مي شي اين جا! خيليه !

 

فضولا

والله خبر خيلي بود ولي الان از تب و تاب افتاده خبر ،خبر عروسيه حالا يکم فکر کنيد ببينيد دو طرف کيه!هر دوشون رو مي شناسمشما هم فکر کنم ديگه بشناسين

نکته:مريم هم مي شناستشون!

پيدا کنين داماد را!

ديشب تولد مريم بود انقدر جيغ زديمممممممم مامان هم برا بار اول اومد خونه مريم ايناهر دو مادر به اين نتيجه رسيدن که اين دو از ترک ديوار خنده  اشان مي گيرد و من و مريم بسي خنده عصبي تحويل داديم (......) کلي هم عکس گرفتيم که موقع نگاه کردن بسي چهره نورانيه بنده به اين چهره کم کم و آرام گرايشيد!زيرا باطري ها در نفس هاي آخر خود بودن و ممد آقو يا همان محمد رضا کاکو جونه مريم جان عکاس باشي من و مريم بود

عکسا اگه درست شده بود خيلي با حال بود خيييييلي خودمون اول کلي تو ژستا مي خنديديم بعد مي گرفتيم از نگاه کردن به آسمون و عاشقانه نگاه کردن به همديگه و قهر کردنو افق هاي نامعلوم نشون دادن و جوادي نشستن و پشت يه تکيه سبز و گل نشستن گرفتيم تا جايي که ممد آقو چون کلاس ووشو مي رن تصميم گرفتن رو منه بخت برگشته نفرين شده اجرا کنن مريم هم تند تند عکس بگيرهشکر خدا تو اولين حرکت بدليل استرس فراوان پاشون گرفت و تموم شد رفت!

يه دونه هم فقط عکس عادي گرفتيم!

که البته همشون ........

واي مريم نمي تونه کسي رو ببينه و اسم نذاره روش هر چي مي گم مريم زشته گناه داره اولين باري که کليپ واويلايه شهرام شپره رو  ديد به دختره گفت شتر مرغ !ديدين؟

هنوزم کوچه ي ديدار ما بوي تو داره!

واي کارايه خدا خيلي با حاله!!!تو عين دلشکستگي  و ناراحتي و آويزون شدن بهش يه جيزي نشونم داد که مطمئن شدم جوابم رو مي ده!هم خودش هم ...................

زمان:ديروز             مکان :کِر تلفن(اين دفعه شيرازي شدم)همانا کنار تلفن!

من:   اسما :

دلنگگگگگگگگگگگگگ(اولي!)

:ها؟

:عليک سلام عوض جونمته؟

(سلام و دردت به درم خاک به سرم خاک به گورم خجالتم خوب چيزي نجابته خوب چيزيه ...آبجي خانوم ببخشيد اگه جسارتي شد بنده فقط عرض ادب نموندم..خوب آخه خرس گنده آبجي خانوم نشد اسم.....)

:باشه!!!!!!!!!!! اونم تو!

کلي حرف زديم از مريم که امروز تولدشه و .......

وسط حرف زدن

:باشه خدافظ

:دارم حرف مي زنمکارت زشته آيدا من به کسي نمي گم که تو اين جوري هستي

:دست درد نکنه

:خدافظ

:خدافظ

حتما بايد خدافظي  هم مي گفتم

دوباره همان مکان و زمان

دلنگگگگگگگگگگگگگگگگگگـگ(اولي!)

چته تو.؟

:آيدا يادم رفت بهت بگم واسه ندا خواستگار اومده ديشب!

:چي؟مسئله به اين مهمي چه جوري يادت رفت؟کي اومده؟

:آخه تولد مريم بود حواسم به تولد و مريم بود يادم رفت ،هيچي پسره دوست باباشه سيلو سفيد داره!خيلي پولدار خشگل و۲۵ سالشه

:خوب ندا لياقت داره چي مي خواد بگه؟هر چند آمادگي نداره ندا(من بيشتر دارم)ولي درست مي شه!

:نمي دونم خودش که خيلي تو فکرش هست و خوشش اومده ولي فکر نمي کنم قبول کنه !تو که مي دوني بدش مياد از مردا!

:ندا هم خل شده بدونه اين که با يکيشون رابطه داشته باشه!برا چي؟حالا اگه بدش مياد پاسش کنه اين ور من و تو هنوز هستيم

......................همين جور تا امروز ظهر اين بحثا ادامه داشت

امروز صبح

ندا :  من:

:سلام!

:سلام!

:آيدا زنگ زدم فقط خفت کنم برا چي مي گي نه؟چرا جواب مثبت نمي دي؟

:من؟چي چي مي گي تو؟به کي؟

:مرگ پسره که همه چي داره چي مي خواي تو؟

:ندا خل شدي؟من ؟تو خواستگار داري من جواب بدم؟

:من؟برو گمشو اسما برام همه چيو گفت؟

هر دو تقريبا عصباني!

:دارم من واسه اسما!!!!!!!!! ندا بهت زنگ مي زنم

گوش من متصل به دو گوشي

:اسماااااااااااااااا مرگ بگيري من برام خواستگار اومده يا ندا؟

:ندا

:ندا ؟              اون ور         :من؟

:نه تو؟            

:من؟

:ندااااااااااااااا من اين و مي کشم!

تو عمرم به اين فجيحي سر کار نرفته بودم بعد بهش مي کيم سر کارمون گذاشتي

نه قصد من فقط يه شوخي بود و جواب به تو که وسط حرف زدنا مي گي خدافظ

نيست ترکم مي شه

ندا به مامانش هم گفته بوده شانس اوردم به مامان ندا نگفته بودم ندا چي کار مي خواد بکنه!

اسما هم شده زن چوپان دروغ گوهه !!حرف مي زد نمي تونستم باور کنم آخه اسما اصلا اين چيزا تو ذاتش نيست انقدر که ندا به من شک کرده بود منم به ندا

ولي وقتي پرونده خودشو بهمون داد که اين بلارو سر خالشم هم اورده يکم باور کردم!

اصلا حوصله رياضي خوندن ندارم هي مي گم آيدا همه چيز و از ذهنت بکن بيرون بشين بخون تا شروع مي کنم ..................

گشنمه

چي کار کنم با آدم هاي بي منطق ؟چي کار کنم با آدم هايي که فکر مي کنن همه مثل خودشونن؟جي کار کنم با آدم هاي که صداقت ندارن و مي خوان به آدم بر چسب دروغو رو بچسبونن؟چي کار کنم با ادمايي که وقتي مي گه ف من تا فرنگيسش رو مي خونم و اعتراض مي کنه و انکار مي کنه وجود فرنگيسو چي کار کنم با آدم هايي که با زبون بي زبوني بهت حرف مي زنه و فقط هر از گاهي می تونم داد بزنم و بگه چرا داد مي زني و بگه خدا کارهات و قول نداره و باز داد بکشم و بگم خدا کارايه بندشو حتي اگه از حق خودش دفاع کنه و رو قبول داره خدا نگفته زور بشنو!اونم من!

يه همچين آدمايي ديگه نمي تونن ببينن!و چقدر سخته اين آدما ...........

تويي نازنينم صميمي ترينم الهي بميرم غم تو نبينم

با اين پستم آخرين پستم پاک مي شه !ماله روزي بود که فهميدم آقاي دبيري مرده

۵خرداد ۴ ماه و ۱۰ روزشه!ديشب زدم!مريم نمي زنه!

شايد واسه همين بود که هر وقت ميومدم آپ کنم نمي شد يا پي سيم گير مي داد يا  دست و دلم نمي رفت!نمي خواستم بره از بلاگم بيرون!

سرم سنگين شده .....

واااااااااااااااي کاشکي يکي به من مي گفت اين دندوني که قراره در بياد چرا انقدر اذيت مي کنه///////من اگه فهميدم اين چيزي که حس مي کنم توگلوم گير کرده چيه به شما  هم مي گم!!!!!!!!تازه امروز گلوم مي خاريد

  • بي تربيتا تنها کسي که باهام ابراز همدردي کرد کرگدنيم بود و گل آفتابگردونيم!
  • به دلم موند من يه لوگو داشته باششششششششم!
    فکر وداع بايد از روز آشنايي!
  • پارسال کنسرت آقاي عصار آقاي دبيري هم بود!
  • انگشترام که خيلي دوسشون داشتم گم شده!از دستم زياد در نمي اوردم!
  • چرا هر کي مياد صدايه من مي زنه مهربون؟يا خوشگل؟
  • يکی ديگه هم از قفس آزاد شد آوای دوستاين جا هم عکسشون
  • مهدی من چاه نداره......


واييييييييييييييييييي يادم رفت در مورد کوه رفتنم بگم!آي خنديديم خلاصه مي گم چند شب بود اين پسر خاله من که داداشه بنده هم مي شه و چراشو هم خودتون پيدا کنين!اصرار رو اصرار که آيدا من هر جمعه دارم تنهايي مي رم کوه و بيا!اولين هفته که هر دودومين هفته که تا صبح من بيدار بودم و رفتيم جاتون سبز اول که وقتي رسيديم اون بالا گروهي از بند در رفته ها به زدن تنبک و رقص عربي مشغول بودن همانا هر از گاهي وسطش ايراني هم مي رفتن!و صد البته اين گروه پسر هايي بودن که موقعي که رسيدن به بالا و بدون اين که ببينن کي داره يکي از آهنگهايه هايده رو مي خونه فرياد زنون گفتن

ناز نفست

البته هم جميله داشتن هم مريم!ليلا مي شناختم مريم نه!

پسسسسسسسسر بخواد عربي برقصه و کل بزنه!و....جمعيت هم!من غلط بکنم نشسته باشم برا ديدن  اينا داشتم گوش مي دادم به صدايه آقايه(شکر خدا يادم رفته من اگه اين قرصايي که ديروز داشت تو اخبار مي گفتن و واسه رفع آلزايمر بود ،اومد تو ايران اولين نفر تو صفشم{البته با دفترچه})بعد يهو اينا اومدن نشستم همين جوري با محمد!(هممون پسر خالم)که ديدم وضع بده و رفتيم و صد البته با خوردن زمين محمد  آی خنديدمواي خيلي بد خورد زمين !خيليييييی دقيقا همون جا هم موقع برگشتي که دوباره داشتيم، من خوردم زمين و وقتي بلند شدم و برگشتم نگاه کردم که کجا بوده يه مرد خورد زمينفکر کنيم نفرين شده بود اون قسمت!از اون جايي هم که يکم به جاي سوسک بز تشريف داشتيم!يه راهي رو ۲۰ بار رفتيم و اومديم يه محل خيلي خوشگل که من نمي تونم توصيفش کنم بايد خودتون بريد و خودتون رو بکشين محل رو نمي گم!!نقطه  بعد محمد يهو يه جيغه ريزه زد يکي ديديم از اون سر کوه داد زد اون يکي اون طرف تر نعره زوديکي اون طرف تر هلهله کشيد البته منم با اجازه محمد يه کل زدم و فرار کرديم دو دقيقه ديگه مي گذشت همه سرخ پوست مي شديم تو کوه کی حوصله داره گيتار ببره!آخخخخخخخ عشق گيتار و مي بينين؟

وای يه زمين خوردممممممممممم از اون جای که محمد همه راه هايه اون جا رو بلده گير داد از راهی که اومديم(عين بز کوهی)برگرديم منم هی محمد ول کن!نه!بريم يه جاش همچين با زانو چپم رفتم رو زمييييييييييييييييييييين بعد نشستم يه نفرين کردن

ای الهی داغت به جيگرم بشينه

ای الهی بميری

ای الهی قمه قمت کنن

ای الهی دون دون شی(بر گرفته از انار باشی دون دونت می کنم)

محمد

نمی دونين که من زانو نداررررم!اونم چپيهههههههه!تو اسباب کشی هم اين چپيه اومد رو زمين

وای يه جايه ديگش نزديک به يه متر رو زمين کشيده شد

توتم خوردم

اين هفته هم من و مريم البته تا ۵ هممون بيدار بوديما!محمد هر چند خيلي داد زد که نخوابين ماخودش

بعدشم همين هنوز خيلي هاش مونده

يه چيز بگم ديگه تموم مي شه

فکر نمي کردم يه روز مجبور بشم اين وتوضيح بدم:

من!اگه از خودم تعريف مي کنم اگه مي گم خوبم و گلم و ماهم و مخصوصا هي شوهر شوهر مي کنم همش الکيه نه علاقه اي به شوهر کردن دارم نه خودم رو چيزي جز سوسک سياه مي بينم!باور کنين

هر چند

نگام بکن(گنايه!)چه نازه ،سفيدي صورتم چون قرص مايه ، دوتا خواسگار دارم يکيش تو رايه  ،دهن دارم يه غنچه ، ابرو دارم کمونچه، چش چي بگم يه بادوم ،قدم ببين بلنده!مو هم ببين !کمنده مادرم زينب خاتون!ادامش زياده!

فردا اگه مُردم نيا چه فايده نوش دارو ديگه؟

واي سخته ديدن آدمايي که غصه دارن و دارن مي سوزن

ببخشيد اگه خيلي بود

 

مرسي

صلوات

تنهام نذارين!

خوش باشي

  
نویسنده : aIDa ; ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٢/٢٦
تگ ها :

 

‌‌دكتر جاسبي‌ رئيس‌ دانشگاه‌ آزاد اسلامي‌ شرايط‌ و نحوه‌ پذيرش‌ بدون‌ كنكور در مقطع‌ كارداني‌ پيوسته‌ را تشريح‌ كرد.
دكتر جاسبي‌ با اشاره‌ به‌ اولين‌ دوره‌ پذيرش‌ بدون‌ كنكور كارداني‌ پيوسته، از انتشار دفترچه‌ گزينش‌ اين‌ مقطع‌ در تيرماه‌ جاري‌ خبرداد و افزود: در دفترچه‌ گزينش‌ كارداني‌ پيوسته‌ كه‌ امسال‌ به‌ جاي‌ دفترچه‌ آزمون‌ منتشر خواهد شد حدود 26 رشته‌ و 1350 رشته‌ /شهر براي‌ كارداني‌ پيوسته‌ در نظر گرفته‌ شده‌ و روش‌ گزينش‌ نيز بر اساس‌ معدل‌ داوطلبان‌ و بر اساس‌ رشته‌ /شهر از 12 تا 17 متغير خواهد بود.
‌‌رئيس‌ دانشگاه‌ آزاد اسلامي‌ در مورد نحوه‌ انتخاب‌ رشته‌ نيز گفت: هر دانشجويي‌ مي‌تواند دو  رشته‌ / شهر را به‌ ميل‌ خود انتخاب‌ نمايد و انتخاب‌ سوم‌ را به‌ دانشگاه‌ واگذار كند كه‌ اكثر اين‌ پذيرش‌ها از ميان‌ داوطلبان‌ بومي‌ صورت‌ خواهد گرفت.
‌‌وي‌ ميزان‌ شهريه‌ و نحوه‌ معافيت‌ تحصيلي‌ اين‌ دوره‌ را با ديگر دوره‌هاي‌ تحصيلي‌ كه‌ هم‌ اكنون‌ داراي‌ آزمون‌ است‌ يكسان‌ دانست‌ و اظهار اميدواري‌ كرد با حذف‌ آزمون‌ كارداني‌ پيوسته، مقدمات‌ حذف‌ ديگر آزمون‌هاي‌ اين‌ دانشگاه‌ نيز در سال‌هاي‌ آينده‌ فراهم‌ شود.
دكتر جاسبي گفت: ظرفيت پذيرش دانشجو در مقطع كارداني پيوسته 60 هزار نفر است و تمام پذيرفته‌شدگان همانند ساير دانشجويان از معافيت خدمت برخوردار هستند

 

اصلشم اين جا!

نمايندگی SPEEDO تو شيراز کجان؟از سايتش هيچی نمی شه فهميد

بعدشم فردا کلی خبره بترکين از فضولی تا بگم چه خبرا بوده

دندون عقل من داره در مياااااااد گوشم

صلوات

تنهام نذارين

خوش باشی

 

  
نویسنده : aIDa ; ساعت ٤:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٢/۱٥
تگ ها :

 

اگر از درد تو خسته ترينم    اگر از کوچ تو خانه نشينم

اگر از تو به تن جامه دريدم   اگر از تو به خود سوزی رسيدم

تو را می بخشم ای مغرور شبگرد   تو را می بخشم ای تنها ترين مرد

من از تو تازه اما پيرم از تو   من از تو سرخوش و دلگيرم از تو

من از تو زنده و می ميرم از تو   تو را می خواهم ای مرهم ای درد

هايده

خدا رحمتش کنه

صداش معرکست هنوز هيچ صدايی رو نتونستم به اين قشنگی پيدا کنم

فردا اولين سالگرد سوسن هست

تک تک دارن همشون می رن

نوبت کيه؟

چقدر سوسن دستش بد شکسته بود

چقدر دلکش لرزون شده بود

چقدر ستار موهاش سفيد شده

چقدر معين جا افتاده

چقدر قميشی پلکاش چروک شده

چقدر داريوش تکيده شده

واااای چقدر وحدت پير شده

وای اصلا حواسمون نيست کيا دارن می رن کاری به سوسن ندارم ولی خيلی ها بودن که رفتن و می رن و نمونش ديگه نمياد و داغشون هميشه برامون می مونه

ديگه کی می تونه بياد جايه آدمايی مثل قميشی ،ستار،ويگن،دلکش و...... بگيره؟

کاش واسه سوسن يه سنگ می زاشتن

.........

روزای روشن خداحافظ

...........

کاش وقتی يه نفر رو دوست داريم اون حس مالکيت و نداشته باشيم کاش بلد باشيم وقتی يه چيزی رو خودمون دوست نداريم و می دونيم برای طرف مقابل هم ضرر داره به تشر بهش نگيم اين کار و نکن و من اجازه نمی دم و من نمی زارم کاش بفهميم هر کسی خودش برای خودش تصميم می گيره کاش بدونيم اگه گاهی وقت ها حرفمون رو قبول می کنه فقط فقط فقط فقط واسه احترام!واسه دوست داشتن!واسه خراب نشدن رابطه!و...... هست نه واسه اين که ما رو عادت بده همين جور رو سرش بتازونيم

کاش مايی که بهمون دارن يه محبتی رو می کنن بهمون می گن خانومی اين کارو کن ،رو تعيين تکليف نذاريم بهش تشر نزنيم که واسه ما تعيين تکليف نکن !ما همه حس داريم فرق بين راهنمايی و تعين تکليف و خوب می فهميم

کاش مايی که عصبی هستيم سر عزيزامون خالی نکنيم (خودم متنفرم از اين کار)

کاش وقتی ناراحتيم از لجبازی و مقاومت کردنايه بی خودی دست بکشيم خيلی وقت ها سر يه مسئله ناراحتيم دوستمون مياد طرفمون مياد دلداری بده

چی می گی تو؟مگه به اين راحتياس؟

برو بابا

من می خوام بخوابم

ولم کن

خوب وقتی می بينيم دوستمون می خواد بهمون محبت کنه چرا پسش بزنيم؟غير از اين که دلگيرش می کنيم؟غير از اين که ديگه جرئت نمی کنه وقتی ناراحتيم بياد طرفمون؟جز اين که بعدها بهش می چسبونيم: فلانی وقتی ناراحتیم ولمون می کنه به حال خودمون؟؟

جز اينه که وقتی داريم می ريم تو چاه ! و می ريم تو چاه از همون دوست که يه بار برامون تعيين تکليف کرد گله می کنيم؟

کاش وقتی طرف مقابلمون در مقابل حرف هامون سکوت می کنه بفهميم که چی ها بهش چسبونديم که سکوت کرده که وقتی بهش می گيم حرف بزن می گه حرفی ندارم

حق داره

چی بگه؟

تا حرف بزنه بزنيم تو دهنش که پشيمون بشه که چرا به حرف دلش گوش نداده؟که بيشتر به سکوت احترام بذاره؟

وای که نمی دونيم گاهی وقتا با حرفامون آدما رو به چه حالی در مياريم

کاش به آدما احترام می زاشتيم

کاش وقتی يه نفر ازمون يه خواهش می کرد اگه نمی تونستيم براش انجام بديم يه حرف خالی که ببخشيد من نمی تونم اين کارو برات انجام بدم  رو بگيم

کاش بلد بشيم درست حرف بزنيم

کاش بفهميم اونی که  تو زندگيش از همه سر سخت تر بوده گاهی وقتا به يه حرف ساده دلش می گيره درسته  سختی کشيده ولی نذاشته دلش سخت باشه

کاش گاهی وقتا بدونيم اونی که از همه ساده تره يه غرور اون زير ميرا داره که براش ارزش داره

کاش بفهميم دل آدما خيلی ارزش داره و خيلی راحت می شکنه و اگه شکست کارت با خداست!

کاش انقد بی خيال از کنار آدما رد نشيم

.............

نمی دونم دادن يا نه  ولی تو دلم بود

کاش ارزش آدما رو نگه داريم

تو بلاگه منم بحثايه مسخره نکنيم  من حوصله ندارم با توام!اين دفعه هم پاکش کردم !به کسی ربطی نداره //آدما خودشون واسه خودشون زندگی می کنن !اه

اديت:امروز ديدم دکتر سيد احمد کازرونيان فوت کرده ،متخصص گوش حلق بينی (دکتر بچگيام)روحش شاد.......سوسن هم..........

يادم می ره هی بگم//اين هفته از ۹ ارديبهشت تا ۱۵ هفته ی شيرازه

صلوات

تنهام نذارين

من تنها رو نه!

خوش باشی

  
نویسنده : aIDa ; ساعت ۱:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٢/۱٢
تگ ها :

ِD:

ميان خورشيد هاي هميشه

زيبائي تو

     لنگري ست-

خورشيدي که

    از سپيده دم همه ي ستارگان

                   بي نيازم مي کند.

احمد شاملو///بقيشم اينجا

چند روز پيش باز خونه مريم اينا بودم سالم رفتم با يه جايه دندون و جايه خنج و يه زخم در ناحيه رگ دست چپ برگشتم منم هيچ کاري نکردم

هي مي خوام بلاگم و از اين حال و هوا در بيارم نمي شه

يکي هم به من بگه اين gazzagرو چه جوري تلفظ مي کنن!ترکا خوب مي تونن تلفظ کنن

آنا اين مدت تعطيلي اومد و رفت وقتي مياد همه خونه بهم مي ريزه يه تنش عصبي مياره و فرار مي کنه من مي مونم و يه تيک عصبي

چهار شنبه عصر به يه آدم خوبي بيرون بودم البته بهتر از من که نبود ولي بيرون بوديم با هم

ديشب با آنا بيرون بودم رفتيم سامر (حتما بايد تاکيد مي شد) يه چند تا از شاگردايه آقاي دبيري رو ديدم حس کردم يه لحظه تو نگاه هممون يه چيزي رد شد!

با مريم بودم چند تا متلک شنيدم خيلي با حال بود با لحجه هم بخونيدش

آتيش پاره

سرو نازه سروناز

يه بار عينک زده بودم با مريم رفته بوديم طرفاي بازار وکيل مي خواستم برم سراي مشير حافظ بخرم واسه هديه ،جو اونجا هم که قربونش برم بدون مرد مي کشنت

يه چند تا پسر آخر تيپپپپپپ پشت سر ما بودن ما هم اصلا حواسمون نبود يهو يکيشون تا اون جايي که ممکن بود سرشو اورد کنار من:(لحجه يادتون نره،صداتونم بم کنين)

از پَس عينک دنياا چيتو مي بيني هر رنگي مي بيني به ما هم بوگو زرد مي بيني آبي مي بيني قرمز مي بيني هر طور مي بيني به ما هم بوگو

منه بد بختم اين شکلي

وقتي از جلوم رد شد مرده بودم از خنده نمي تونستمم بخندم گفتم حالا خوشش مياد ولي آخر تيپ بود و لحجه هنوز با مريم اون صحنه رو اجرا مي کنيم

ديشب رفتم شمع روشن کنم ديدم مريم اون ور خيابون ايستاده بود مي خواست ماشين بگيره بره خونه رفتم اون دست خيابون و مي خواستم برگردم طرف چپ رو رد کردم رو خط سفييييييد وسط خيابون ايستاده بودم يهو يه ماشين اومد سبقت بگيره نزديک بود بميرم بعد نه راه عقب داشتم نه راه جلو مجبور شده بدوم برم جلو بعد رفتم اون ور خيابون مرد همين جور ايستاده بودم نفهميدم بهش چي گفتم مريم اومده مي گه بهش گفتي

بي تربيت

بعد حالا شما هي فکر کنين من از منظور آي ديه بي تربيت و ساختم تو بدترين لحظات بزرگترين فحشي که تو دهنم مياد بي تربيته

اصولا تودست خط و حرف زدن من خيلي بي حوصلم تو دست خط حوصلم  نمي شه دستم و بردارم و دکتري مي نويسم تو حرف زدن هم حوصلم نمي شه نفس بگيرم پشت سرهم......

دندون عقلم داره در مياد از ناحيه چپ صورت يه مدت بي بهره بودم


دعام کنين خيلي کارها دارم
 تصور کنين تولد يکي از دبيراتون که هنوز باهاش رابطه دارين باشه بخواي براش اين شعر رو sms بزني ساعت هم ۴عصر!!

هي فلاني  غمگين مباش!

ما همه هستيم و هم درديم

اين تو تنها نيستي  مثل تو بسيار است

گرچه اين درمان دردي نيست

حتي دل خوشي هم نيست

جاي شکرش باقيست

تو هنوز اين جا مرا داري من تو را دارم!......

از اون جايي هم که من خوابم برده بود و تا بيدار شدم اومدم براش بفرستم  داشتم دنبالش مي گشتم تو آرشيوي که save کرده بودم نمي دونم چي شد اين رفت

جيش بوس بوس بوس بوس بوس بوس بوس بوس بوس لالا

اومدم دوباره براش بفرستم همه ديگه مطمئن بودم خودشه تا فرستادم خودکشي کردم نره که رفت

آخرش ننوشته بودم تولدتون مبارک

خيلي زشت شد از شب قبلش دنباله اين شعر بودم تنظيم کرده بودم که چه جوري بفرستمش به چي کشيده شد!ْ

شعر هم از اخوان ثالث بود

مهرشاد و کي ميشناسه

امروز با اسما نشسته بوديم ياد مدرسه ها می کرديم

من عادت دارم وقتی عطسه می کنم ۸ تا عطسه می کنم (کور بشم اگه دروغ بگم)يه بار سر کلاس فارسی که خيلی هم معلم رو اذيت می کرديم با منم لج بود عطسه کردم خيلی ريلکس يه منفی وواسم گذاشت

ا خانوم دادفر واسه چی؟خوب عطسه می کنم!

هاااا بشين سر جات مسخره بازی هم در نيار

بعد می گن چرا با معلما سر و کله می زنين

وای يه معلم داشتيم از همه باحال تر بود با منم شديد //شديد لج بود همه مدرسه هنوز يادشونه اين با من لج بود هر وقت باهاش کلاس داشتم ميومد زل می زد تو چشايه من

تو باز فر مژه زدی؟

خانوم به خدا همين طوريه مژه هام گير ندين

بچه ها هم خانوم ولش کنين

خبر که ندارين يهروز کاملا مژه هامو کند منم هم خندم گرفته بود هم نمی شد بخندم خيلی اذيتش کرديم//خيلی //

سر کلاسش بچه صدا از خودشون در ميوردن بلافاصله فقط نگاه من می کرد

خانوم ميرزا من نبودم

ا! من نبودم چرا اين جوری نگاه می کنيد؟

مريم و الناز و پروانه هم اين جور موقع ها می خنديدن منم خنده فکر می کرد خودم بودم

 

يه بار يه کاری کرديم کلاس و تعطيل کردن

الناز بادکنک بدا اورده بود سر کلاس

صلوات

تنهام نذار

خوش باشی

 

 

  
نویسنده : aIDa ; ساعت ٢:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٢/۱٠
تگ ها :

 

تو چشا يه دنيا خورشيد ولی حيف دل بی فروغه

يکی تا خرخره سيره يکی تو يه لقمه گيره

يکی تو پيری پر از شور يکی تو جوانی پيره

عده ای مست وصالن عده ای غرق خيالن

عده ای اون بالا بالا عده ای تو قعر چاره

به يه عده عشق حرام به يه عده پاک و طاهر

قهقه همه بلند ولی باور کن به ظاهر

...................

قشنگه

به سرم نيومده خيلی از چيزارو می بينم که باعث ميشه اين چيزارو نبينم ولی قشنگه خيلی

 

 

  
نویسنده : aIDa ; ساعت ۳:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٢/٥
تگ ها :

 

بی تو هر لحظه ی من شکستنی بی صدا بود

کاش يکی پيدا می شد انقدر سرم و تکون می داد که همه ی افکار زشتی که بعضی وقتا وادارم می کنه سر خودم داد بزنم ،از سرم بره بيرون

 

  
نویسنده : aIDa ; ساعت ۳:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٢/٢
تگ ها :