یاد باد.....

گرسنمه.....آب جوش گذاشتم ....

شب با فکر تو می خوابم....توی خواب ادامه ی فکر هامو می بینم و وقتی بیدار می شم حس نمی کنم خواب بودم....پاهامو که می ذارم زمین 6 سال پیش میاد تو نظرم.........

غصمه صفورا.....غصمه........................................................................

 

  
نویسنده : aIDa ; ساعت ۱:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢٦
تگ ها :

تو....

ایستادم رو به روت ....

بهم می گی من اخلاق خیلی از دختر ها رو می شناسم....ابروهام می ره بالا که چطوری؟یادم می ندازی که دختر تو فامیل زیاد دارین !می گم هوم!

انگار چیزی یادت اومده باشه یهو می پری بالا که ولی تورو نمی شناسم!عادت های تو رو نمی شناسم!بهت می خندم که حالا من خاص شدم ؟؟

می گی نه!مثلا اکثر دختر ها سر کش ک رو کشیده می زارن!ولی تو عادی می ذاری

می خندم که پناه بر خدا!این چه معیاریه!

 

 

این تغییرات درون من خیلی داره اذیتت می کنه!طوری که هر روزم با اخم صبح تو شروع می شه و با اخم عصر تو تموم می شه....عصر تموم می شه چون بعدش دیگه خوابم از این اخم.

 

سراغ نوشتن که می رم می بینم دستام روی کاغذ نمی رقصن....محکم و دقیق روی خط می نویسم....خوب می دونم از اخم های توهست ....بر می گردم به صفحه های قبل چشمم به سر کش ک هام میوفته....چه سر کش های کشیده ایی!!

_از تغییرات این چند ماهست....

با سر کش های این چند روز مقایسه می کنم...باز کوتاه و کتابی.....

 

به دنیایی که وارد شدم دیر آشنا شدم!حالا تفاوت این روزهامو با روز های یک سال گذشته می فهمم.....

حالا می فهمم چرا سر کش ک های دختر ها کشیده هست....

حالا با ذره ذره ی وجودم جنسمو درک می کنم....

دیگه کرشمه ی یه زن حالت تهوع بهم نمی ده....

دیر آشنا شدم!ولی به موقع آشنا شدم....

شاید با تویی که از اول بودنت توی این دنیا بودی خیلی فرق کنم.....شاید....

  
نویسنده : aIDa ; ساعت ٢:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱۳
تگ ها : برای تو