تا آخرش پای تو ایستادم...

اهم!!نیشخند

یادم افتاد به اون زمانی که دایال آپ بود و می خواستم وبلاگ رو اپ کنم!میومدم این جا و دی سی می کردم تا نوشتنم تموم شه...بعد هم کپی می کردم توی ورد!که یه وقتی اشتباهی از دستم نپره....ابله
مویی سپید کردیم در این وبلاگ...چه جوری بعضی ها خیلی راحت وبشون رو تعطیل می کنن.....جدا از اون فکر دوستاشون رو هم نمی کنن که دلشون واسه حرف هاشون تنگ می شه!!دل شکسته

الان من واسه همین دلیل اخری این جا رو تعطیل نکردما!!!از خود راضیچون این جا خیلی خواننده داره!!!!و می دونم دل کوچیک نک نک شما ها واسه این جا تنگ می شه!نیشخند

بعله!!داشتم می گفتم!!عمری گذشت در این وبلاگ....ادما مردن....(بدنیا اومدن نداشتم نیشخند) جانور های خانگی تک به تک اومدن!!! رفتن!!سولی هم چنان پا برجا می مونده!قلب

دوستی ها شروع شد...دوستی هایی تموم شد....گریه ها...عقیده هام....وبلاگ خرابات...وبلاگ حد بی نهایت..نداسمایدا.....خنده هام....کنکور ها....دانشگاه هاا....عاشقی ....نامزدی ....عقد...روز های آرامش....

حالا هم خونه ی مادر شوهرنیشخند

با یاد تو هر شب!!من با خودم در گیرم.....کلافه

دلبری از من!!!دلبستگی از تونیشخند

دیگر این که خوبیم!!!همه چیز بد استیول!!اما من خوبم!!!

  
نویسنده : aIDa ; ساعت ۱:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٦
تگ ها :

خوفم!

همه چیز هم خیلی خوبه!!هم خیلی بده!!منتظر

به اون چیز هایی که می خواستم رسیدم!!اما محیط فراهم نیس!!چشم
یهو نیم ساعت خیلی خوبم!!!بعد یهو یادم  میاد اطرافم چه خبره!!دوباره می ریزم بهم!

مثل کسی که هی آب سرد و گرم بریزی روش!!دلقک

اما در کل خووووووووووووووبم!مژه

  
نویسنده : aIDa ; ساعت ٤:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱۳
تگ ها :