در پاییزم.....

این همه تلاش برای یکی ...این همه انرژی برای یکی که خودش نمی خواد مثل خیانت به خودته.....اگر فقط 2 3 روز زود تر خودتو تکون می دادی دوباره این همه استرس به من وارد نمیکردی....

بابا میگه هنوز کمه برات.....بدترین ها سرت میاد......خدایا....من چه جوری اون روز هارو طاقت بیارم؟؟یکی به من بگه من چه کار کنم؟؟؟؟

 

نگاهم کن

نگاهم کن

چه درد انگیزم.....

 

دیشب به همسرم می گم باورم نمی شه 25 سال از عمرم رفته و این همه درد کشیدم....

باورم نمیشه اینا همش واقعیته!!!انگار تازه دارم واقعیت زندگیم رو می بینم!!!!انقدر درد دارم که دلم می خواد بمیرم دوباره زنده شم....انقدر درد دارم که دلم می خواد تا توان دارم جیغ بکشم تا بیدار شم از این کابوس.....

  
نویسنده : aIDa ; ساعت ۱:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٢۱
تگ ها :