ببخشيد نمی تونم بيام يه چند روزی، خبر جديد سگ خريديم اگه بيام چرت و پرت می نويسم نيام بهتره

تو به من خنديدی

و ندانستی من به چه دلهره از باغچه ی همسايه سيب را دزديدم

باغبان از پی من تند دويد

سيب را دست تو ديد غضب آلود به من کرد نگاه

سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاک

تو رفتی

و هنوز سال هاست که در گوش من آرام آرام

خش خش گام تو تکرار کنان می دهد  

می دهد آزارم

و من انديشه کنان غرق اين پندارم

که چرا خانه ی کوچک ما سيب نداشت

خوش باشيد.

  
نویسنده : aIDa ; ساعت ٢:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/۱/۱۱
تگ ها :