ما نوشتیم و گريستيم

ما خنده کنان به رقص بر خاستيم

ما نعره زنان از سر جان گذشتيم..

کس را پروای ما نبود

در دور دست مردی را به دار آويختند

کسی به تماشا سر بر نداشت

ما نوشتيم و گريستيم

ما به فريادی از قالب خود بر آمديم

 

اسم سگ ما هم شد سولی عين اين پيرزنا هست بعضی  اسم ها قشنگ تو دهنشون نمی چرخهاااا اسم اين سولی هم تو دهن من نمی چرخه  پوپی لوسی کتی سونی سوسی يه بار هم که کامل گفتم سوسيس انقدر می گم تا آخرش بگم سولی روز اول که دردسر داشتيم واسه کتی (گربم)حاضر بود از روی کمد آنا رد شه ولی از کنار آنا رد نشه آخرش هم يه خنج به من بدبخت زد از يه طرف فضولی ولش نمی کرد که نفهمه اينم موجودی که تو خونه هست چی هست از يه طرف هم حسودی نمی زاشت نگاهی به سولی کنه آی پشت چشم براش از اون دور دورا نازک می کرد

جاتون سبز ۱۳ بدر آی سبزی گره زدم همش برای خودم نبوداااااا واسه همه گره می زدم تازه می خواستم برای يکی درخت گره بزنم که يادم رفت ولی فکر کنم من بخت همرو بستم همه ی گره ها کور بود بعد هی گره می زدم دو تا می زدم دوباره می گفتم خودم(هيس) مريم که بدتر از من بوده من و مريم بد جوری شور می زنيم شوهر گيرمون نيادمريم که آی تو خونه کدبانويی می کنه واسه اين که يه نفر بگه مريم ازدواج نمی کنی؟حالا مريم هم قند تو دلش آب می کنه ولی قيافش می شهوای نه من می خوام درس بخونم فقط من و خدا می دونيم که ......من هم که نه کاری نمی کنم

امروز هم که روز اول مدرسه ها بود از يه طرف هممون دلامون برای همديگه تنگ شده بود از يه طرف هم غصمون گرفته بود واسه اين که ۲ ماهه ديگه مدرسه ها تموم می شه

اون شعر بالايی رو هم اسماء بهم گفته نمی دونم ماله کی هست

می رن آدما از اونا فقط خاطره هاشون به جا می مونه

نمی دونم چرا خيلی ها بعضی از چيزهارو نمی بينن؟چرا خيلی ها نمی بينن  يه نفر دروغ نمی گه!غيبت نمی کنه!خودخواه نيست!خدا شو داره!وجودش پاکه!مغرور نيست!چرا اينا ديده نمی شه ولی کافيه يه چيزی بشه خوششون نياد همه ی اون خوبی ها از بين می ره اون يه چيز مياد جای همرو می گيره

کاريش نمی شه کرد خيلی ها اين طورين

فردا هم که آخرين مهلت واسه پست دفترچه ها هست اون دانشگاهی که بخواد من و مريم و امثال ما دوتا رو راه بده بايد درشو تخته کرد

يه چند روزی نيام بهتره کارام خيلی قاطی پاطی شده پشت سر مرده هم حرف نزنيد

اسما ء بهم گفت راه بهشت آن دنيا از جهنم اين دنيا می گذره

يه چيزی يادم اومد اين شعر رو می شناسيد؟

سيه چشمی به کار عشق استاد    به من درس محبت می داد

مرا از ياد برد آخر ولی من    بدون او عالمی را از ياد بردم

پشت مينی بوسی کاميونی چيزی شايد ديده باشيد اگه گفتيد ماله کی هست؟!

مرسی خيلی مرسی همين که يادم هستيد يه دنيا مرسی داره

خوش باشيد

  
نویسنده : aIDa ; ساعت ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/۱/۱٦
تگ ها :