دارم ياد می گيرم کم کم

 اون شعر هم (سيه چشمی به کار عشق استاد...) ماله فريدون مشيری هست قسمت دوبيتی هاش

من نمی دونم صدای خروس چه جذابيتی داره که من وقتی می شنوم احساس سر زندگی می کنم؟صبح ها که می خوام برم مدرسه بايد ۶ بيدار باشم هميشه کوک می کنم واسه ۶ ولی ۶:۱۵ بيدار می شم ولی اين خروسه که نمی دونم صداش از کجا هم مياد وقتی قو قولی قو قو می کنه عجيب خواب از سرم می پره جوری که انگار يه ۱۰ ساعتی خواب بودم

هوا هم که ماشالله هر دفعه يه مدله چند روز پيش که داشت بارون ميومد مدير ما می گفت سرتون رو بگيريد بالا چون تبخير گل ها هستهمه ی سر ها هم بالا

ديشب دکتر بودم با اجازتون کم مونده بود ملافه ی تخت رو بپيچم دور کله ی دکتر خفش کنم يه۲ بار زانو هام و خم و راست کرد  گفتم درد نگرفت ديد داره تابلو می شه دوباره خم کرد تا شب درد داشتم هيششش

آنا می گفت بياييد يه همايش سوسکها بذاريد ما هم با پيف پاف بريزيم روتون

امروز آموزش پرورش دست و دلباز شده بود واسه هر دانش آموزی ۲ تا قرص آهن فرستاده بودن که به حلق ما ريختن بد مزه بود بچه ها می گفتن نقششون هست می خوان يه کاری کنن موقع کنکور ما سکته کنيم متقاضی کم بشه بچه های خودشون قبول شنمن و مريم که دوتا شو خورديم اگه قبول نشیم که به لطف ايزد شوهر

خوبه آدم عيب هايه خودش رو  بشناسه بشينه درستشون کنه فعلا مشغولم واسم دعا کنيد انقدر لجم می گيره از آدم هايی که ۲۶ سالشونه می خوان فکرشون بزور بکنن تو مغز يه آدم ۱۸ ساله بعد تو بحث کردن هم مرتب بگن تو اشتباه می کنی هيچ راه فراری هم واسش نذاره و اون هم دنبال راه فرار بعد يه جورايی بياد تجربياتش رو بيرزه بيرون که تا حالا اون ۱۸ سالهه هنوز بهش نرسيده و يه جورايی از منطق و شعور حرف می زنن که اون ۱۸ سالهه با خودش درگير ميشه بعد حالا از کجا مشخص می شه طرف يه ذره هم شعور نداره از اين جا که اگه پسر باشه و دختر توی جمع باشن خيلی راحت به دختر ها توهين می کنن يا مثلا موقع خداحافظی بوق. مهر بانو گفته بود ((يادگرفتم كه اگه در برابر آدماي بي ارزشي كه خودشونو خيلي با ارزش ميدونن سكوت كني حساب كار دستشون مياد و لازم نيست باهاشون بحث كني.چون فكر ميكنن كه خيلي مهمن كه حتي مخالفي پيدا كردن))

آنا بيدار شده هی می گه: ايييييييييييی  ايييييييييی می گم چته؟ می گه :خواب ديدم تو مامان با گوش پاکن می زنيد تو کرم مرطوب کننده می خوريد بعد اعصابش هم خورد،که کرمش تموم شده دستت درد نکنه خوابه ديده؟!الان هم جفت منه با يکی قهر کرده اين جوری شده

يه نفر گفته يه چيزی از قول من بنويس که من ترجيح می دم کامل ننويسممی گه آيدا...تازه گفته ۲۰بار بنويس

همه شب خواب می بينم که آسمون آبی شده اين شب تار و سياه دوباره مهتابی شده می بينم صبح شده و من بايد برم مدرسه

خوش باشيد.

  
نویسنده : aIDa ; ساعت ۱:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/۱/۱٩
تگ ها :