نه این که به مِداد بگم مّداد!فقط واسه این که شبیه تو بشم تا دلتنگی کمتری بکنم به مِداد می گم مّداد.....

 

دست به فراموشیم تا همین یک سال پیش خیلی خوب بود....

هر چیزی رو همون لحظه فراموش می کردم تا چیزی اذیتم نکنه.....

نمی دونم چی می شه که  این روز ها جلوی آینه که وایمیسم چیز هایی یادم میاد که تمام بدنم رو سست می کنه.....به خودم می گم از کجا سرک کشید؟؟؟؟

دیگه هم از یادم نمی ره......

چقدر تلخند.....گاهی که یادم میان ...به خودم می گم چه  طور گدشت؟؟

 

رو بال مهربونی رفتم تا بی نهایت.....

 

  
نویسنده : aIDa ; ساعت ٩:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۳
تگ ها :