ای همه آرامشم از تو پريشانت نبينم   چون شب خاکستری سر درگريبانت نبينم

ای تو در چشمان من يک پنجره لبخند شادی   همچو ابر سوگوار اين گونه گريانت نبينم

ستار

بابا روانيم کردين يکی ميگه از امساله يکی می گه از سال ديگست يکی می گه شرط معدله يکی می گه ماله کارشناسی هست اه

کاش شماهايی که فقط ظاهر رو می بينيد يکم بيشتر چشاتون رو باز می کرديد

ولش کن

امروز يه چيزی ديدم شاخم در اومد پسر يه غلطی کرد وايساد کتک رو خورد بعد يکی ديگه هم خورد بعد تازه اعتراض که من يکی تو هم يکی

شنبه با مريم داشتيم می رفتيم گوش منو سوراخ کنن تو راه هم مريم هی تهديد که اگه ناز کردی همچين مي زنم تو سرت که از جات بلند نشی که انگار خدا خواسته بود  تعطيل بود بعد از کلاس هم من حوصله خونه ی خودمون رو نداشتم اومدم خونه وسايلم رو برداشتم رفتم خونه ی مريم اينا که دوباره افکار اهريمنيمون دست از سرمون بر نداشت و رفتيم واسه گوشه منه بد بخت رو تخت نشسته بودم عين مرده ها يخ کرده بودم مريم سمت چپم بود سه تا از انگشتاشو گرفته بودم ،فشار می دادم راستيه درد نگرفت ولی چپيه بهم گغت تا ۴۸ ساعت حمام نرو منم به اين بهونه هنوز حموم ترفتم تازه مريم واسه اين که هی تو گوشش ونگه ندم دوچرخه ی داداشش رو گرفت داد من دور بزنمدلتون سوز

شبش هم که تا ۴من بيدار بودم مريم تا ۵ .مريم ساعت ۴ هوس کرده بود کيک بپزه که خانم خوابشون می بره می سوزه و من بد بخت صبح کيک سوخته می خوردم چيز ديگه که بهم نمی داد (دروغ گفتم خودم شکمو هستم )خلاصه تو کلاس هم هر دومون خواب الهی شکر سر کلاس دينی هم بوديم خوابيديم ولی آخرش از خواب پريدم مجبور شدم باهاش بحث کنم

عصر هم با مريم اومديم خونه ی ما چون بچه ها همه خونه ما جمع بودن وقتی رسيديم در خونه ۳ تا از  بچه ها اومده بودن و من هنوز آماده نبودم

  • آيدا جون قالب نو مبارک   ای بخيل ها يه تبريک می گفتين الکی گفتم صبورا منو شرمنده کرد دوباره يه قالبه ديگه واسم زد .
  • کسی نگه به ميکائيل که من چی می گم اگه زانتيايی چيزی بود اون موقع می شد کاری کرد  تازه مگه خودم چلاقم خودم بهش می گفتم
  • مسنجر جديد اومده بريد آپ کنيد ،چون اينزرت های جديد هست خوشگل هم شده آهنگ هم می زاره . بعدش هم يه قراری بزاريم بريم واسه اعتصاب که پرسين بلاگ هم سر ما هم يه بلايی بياره فکر نمی کنم با کد هاشون بشه کاری کرد /d:\شد؟
  • تو مدرسمون واسه طرح خودباوری شدم عکاس حالا کی اسم مون داده واسه عکاسی روحم هم خبر نداره آخه من واسه يه چيز ديگه اسم نوشته بودم.
  • اهل خونه خوابن دارم سکته می کنم
  •  اگه به چند نفر سر نزدم ببخشيد تو اين چند روزه يا بلاگ ها خيلی سخت باز می شد يا صفحه ی کامنت ها باز نمی شد شرمنده !
  • به ليلا گفتا ۴۵٪از کبدت از کار افتاده که ۹۰٪از آدمهايی مثل تو با دارو و ورزش خوب شدنباز الهی شکر!
  • واسه امتحان ها مجبور شدم يه جايی رو تعطيل کنم

صبح ها که می خوام برم مدرسه اين سرويس ما ضبط که نداره راديو روشن می کنه هر روز صبه يه برنامه ای هست نمی دونم چرا انقدر بدم مياد ازش آخه اينم اسمه؟رنگين کمون .شعرشون هم اينه:

رنگ رنگ رنگين کمووون   پل بلند آسمووون رنگين کمووون رنگين کمووون رنگين کمووون رنگين کمووون رنگين کمووووووووووووووون رنگين کمون

می رم که تا قيامت به عشق تو بنازمروزای قشنگمون نگو که يادت نمی اد

امروز يه نفر ديگه لج کرده می گه من نمی ام

اگه بد شد ببخشيد

تنهام نذاريد واقها مرسی

خوش باشيد

  
نویسنده : aIDa ; ساعت ۳:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/٢/٩
تگ ها :