اگه بار گران بوديم

با غربت من بساز تا با خودم بسازم

يه چند روز نيومدم ببخشيد ،تازه بعضی از صفحه نظرات هم باز نمی شد ،من شرمنده.

هنوز نخوابيدم يه چند روز نيومدم مجبور شدم به همه سر بزنم ماله چند تا هم باز نمی شد

امروز تو مدرسه طرح خود باری بود من شده بودم عکاس و معاون مريم هم مشاورمن نمی دونم مريم چی سرش می شه از مشاوری منم که فقط يه مقدار گلوم درد می کنه بس که جيغ زدم، بعدش من و مريم هم از زمانی که وارد شديم نشسته بوديم تو دفتر هی می خورديم

تازه ۵ شنبه هم هستخسته کننده هست

چی چی بنويسم يکی نيست بگه آخه مگه مجبوری بيای بنويسی از يه طرف نمی خوام سوت و کور باشه از يه طرف هم چيزی تو ذهنم نيست يعنی هست ولی شما ها که حوصله ی خوندن نداريد

  1. گشنمه حوصله ندارم برم چيزی بخورم
  2. تولد مريم هست نمی دونم واسش چی بگيرم
  3. می گن گل آقا مرده!هر کی غهميد دقيق کی بوده به من هم بگه 
  4. محمود صفحه نظرات باز نميشه نقد مامولک داشتی
  5. من از تو بيزارم سکوتم و نشکن
  6. الان ساعت ۵:۴۳ هست اديت کردم آخه می زنه۶:۲۶

من نمی فهمم اين موقع شب مزاحم تلفنی ديگه واسه چی هست از همه بدتر اينه که ظهر خسته از مدرسه اومده باشی و خواب هم باشی بعد يه نفر زنگ بزنه

  • سلام
  • ..............سلــــــــــام
  • چطوری
  • ..........خوبم مرسی
  • خواب بودی
  • .......آره (پرو تر از من بوده؟)
  • ا ببخشيد
  • .......خواهش می کنم
  • ديشب کجا بوديد
  • .................................................سينما
  • زنگ زدم نبوديد چه فيلمی؟
  • ..................................
  • الو
  • مامولک
  • قشنگ بود؟چه جوری بود؟

اين جاست که من هنگ می کنم و قيد خواب رو می زنم و شروع می کنم به نقد و بررسی فيلم بعد از اين که تويه حالت بيداری زنگ زد هم بهش می گم چرت و پرت که نگفتم؟( آخه من تو خواب حرف زياد می زن)مريم آی ازم سوتی می گيره يه بار خواب بودم مريم هم خونمون بود نمی دونم چی شد از خواب پريدم گفتم مريم کرم خريدی؟مريم هم :چی چی ؟بعد دوباره خوابيده بودم بعد از چند ثانيه احساس کردم يه ؟ پرت شد روم ديدم مريم کنارم نشسته:

  • آيدا پوشو
  • ها؟
  • پوشو کارت دارم
  • بگو
  • کرم چی کار کنم
  • هيچی
  • نه جون خودت آيدا واسه کی می خواستس کرم بخری؟

بخيلی تا تو خواب بودن من هم ولش نمی کنه

يه بار ديگه هم خونشون بودم گير داده بودم به بسکويت کرم دار می گفتم بيسکويتش شکلاتی هست يا سادست مريم هم

من نمی فهمم چرا انقدر سولی ،کتی رو زجر می ده؟بچم جرئت نداره بياد خونه .سولی هی پشت سر کتی هر جا که رفت می ره کتی هم :فخ ديروز نمی دونم کجا رفته بود به احتمال زياد تو رژگونه تمام هيکلش شده بود قرمز

 

خيلی دلم می خواد بدونم چی می شه که ما از يه نفر خوشمون مياد مگه نه اينکه همه آدم ها خوبن چرا فقط عاشق يکی می شيم چرا فقط يه تعداد خاصی رو به عنوان دوست انتخاب می کنيم نمی دونم گيجم ننويسم بهتره

ديگه چی چی بگممممممممممممممم؟!

برم ديگه نمازمو بخونم.

برای ديدن تو دلم چه شوقی داره.

نرفتيم.

خوش باشيد.

  
نویسنده : aIDa ; ساعت ٦:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/٢/۱٤
تگ ها :