نه           باور نمی کنم       می خواهی دکم کنی     ماياکوفسکی

هنوز خودم نمی دونم کی هست.يه چند روزی وقت نکردم بنويسم نيست يکمی درس خونم به درسهام می رسيدم نمی دونم چرا هر وقت من و مريم به هم می رسيم شروع می کنيم به کتک کاری چند روز پيش خونمون بود همديگرو به قصد کشت زديم البته از خير مو کشيدن(قابل توجه اين) و گاز گرفتن گذشتيم خونه رو هم گذاشته بوديم رو سرمون

مامان:(تو سر و صداهيس)

آنا:(به احتمال زياد پای تلفن بوده )

من:

مريم:

بعدش ديديم کسی نمی گه چتونه (به نظرم براشون عادی هست)ديگه ساکت شديم عصرش هم رفتيم خونشون و يکمی هم اونجا آب بازی کرديم اون جا هم چیزی نگفتن (به همون دليل بالايی)بعدشم تولد بازی کرديم و .....

چند روز پيش سايت توحيد واسم يه عکسايی فرستاده بود (نمی دونم چرا هم فقط واسه من بود)با مامان نشسته بودم نگاه می کردم ،انقدر وحشتناک بود که ديگه داشت حالم بهم می خورد واقعا بد بود همشون سر ها تو يه گونی و .......خدا رحم کنه!مامان می گفت همين بلاهايی که يه زمانی عراقی ها بر سر خوزستانی ها و خانم هاشون اوردن داره سرشون مياد

شنبه امتحان دينی و قران دارم از هيچ کدومش نمی ترسم ولی اين رياضيه بدجوريه ای الهی تنت تو گور نلرزه تويی که رياضی رو اختراع کردی مثل تير ناحق می مونه وووی

چند روز پيش خواب بابام رو می ديدم بهم گفت :

  • :واسه کنکور که می خونی؟
  • :وا مگه برداشته نشد
  • :نه باباجون شرط معدل داره

تو خوابم آسايش ندارم

  • مريم موتور سواری ياد گرفت
  • اسما تو ناحيه اول شده واسه شعراش
  • سولی کم کم داره ياد می گيره معنی نکن چيه!
  • بچم کتی نصف شده لاغر شده.........
  • می گن حرم امام علی رو زدن ؟
  • راديو فردا سوال اين هفتش اين بود که اگه مدارس دختر و پسر يکی باشه چه تاثيری داره؟
  • اگه خدا بخواد سيستم من داره درست می شه
  • کسی هم نمرده
  • هر کسی سد عشق شد دعا کنيم بميره

هميشه سوالم از مامانم اين بوده که دنيا هميشه انقدر زشت بوده و من هنوز نمی ديدم يا جديد ها انقدر خراب شده!هنوز جواب قانع کننده ای ندارم

ياد بگير ساکت باشی

اين روزی ديگر در بهشت است

دلم نمياد شعر هايی بنويسم که غمگين باشه

................

خوش باشی

  
نویسنده : aIDa ; ساعت ٦:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/٢/۳۱
تگ ها :