):

 

 با مدعی نگوييد اسرار عشق و مستی        تا بی خبر بميرد در رنج خود پرستی      

حافظ

اومدم

نوشتنم نمياد هر چی مينويسم پاک می کنم عاديش الکی مينوشتم وای به حالا الانش که دل و دماغ هيچ کاری رو ندارم حتی نوشتن که عاشقشم اتاقم شده جنگل حوصله مرتب کردنش رو ندارم ۲ روزه نمازم و نخوندم از جام بزور بلند می شم می خوام فکر کنم

بابت همه ی شماهايی که اومدين تولدم رو تبريک گفتين ممنون ،زحمت کشيدين 

فردا نظرامو نخونم ببينم همتون نوشتين آيدا عاشق شده ها!

مرسی

خوش باشيد

  
نویسنده : aIDa ; ساعت ۸:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٧/٢۳
تگ ها :