D:

چرا پس دل به تيره بی وفايی

دارم يخ می کنم مغزم يخ زده کلی حرف دارم ميام وای سرده مامانم بزورو کتک پنچره اتاقم رو به مناسبت روشن شدن بخاری باز گذاشتن که مبادا خدای نکرده عزيز دردانه اش را به زير خذوار ها خاک پنهان نمايد همانا من دارم می لرزم

به خدا دارم می لرزم بابا مردم که مردم آنا از اون ور که سردرد می گيری مامان از اون ور که خفه می شی مامان که هنوز پاشو نذاشته می گه آی سرم

دارم گرم می شم اصلا وجود شماهارو حس می کنم من گرم می شمبنويسم؟گرمم؟

تنهام نذاريد

خوش باشيد

  
نویسنده : aIDa ; ساعت ۱:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/۱٠/٥
تگ ها :