D:

گوش کن پند ای پسر وز بهر دنيا غم مخور   

گفتمت چون دُر حديثی گر تونی داشت هوش

در حريم عشق نتوان زد از گفت و شنيد

زانکه آنجا جمله اعضا چشم بايد و بود گوش

حافظ

نمی خوام مثل همه حرف هايه دلم رو بزنم ،نزديکی هايه عيد همه مثل هم فکر می کنن همه غصه ی سالی که گذشت رو می خورن اين که چقدر سر سفره آرزو کردن و شايد به يه تعداد خاصی رسيدن

خيلی ها آرزوی سال قبلشون رو باز تکرار می کنن دوباره براش فال می گيرن دوباره از خدا می خوان

خيلی ها واسه عزيزاشون که رفتن گريه ميکنن

نمی دونم

تنها لحظه ای که نمی دونم چرا الکی گريه می کنم و انگار غمايه عالم رو مشکلامو می ريزن تو دلم و می خواد دلم از دهنم بياد بيرون

برای همتون آرزويه موفقيت می کنم از خدا می خوام همتون اگه به صلاحتون هست به آرزوهاتون برسد

کاش آقای دبيری هم بينمون باشه

دلم ميخواست ........

چهارشنبه سوری هم گذشت اگه تويی که داری می خونی چهارشنبه سوری يه چند تا ماشين ديدی که دستی تو يکی از فرعی هايه زرهی می کشيدن و يه  دختر هم پهن شده بود رو زمين و از ترس جيغ می زد واسه خواهرش ودوستش که نکنيد و بسه بودن که من بودم

بوی عيدی بوی توت بوی کاغذ رنگی    بوی تند ماهی دودی وسط سفره ی نو

بوی ياس جانماز ترمه ی مادر بزرگ    با اينا زمستون و سر می کنم

با اينا خستگيمو در می کنم    شادی شکستن قلک پول

وحشت کم شدن سکه ی عيدی از شمردن زياد    بوی اسکناس تا نخورده ی لای کتاب

با اينا زمستون و سر می کنم    با اينا خستگيمو در می کنم

فکر قاشق زدن يه دختر چادر سياه    شوق يک خيز بلند از روی بته های نور

برق کفش جفت شده تو گنجه ها    با اينا زمستون و سر می کنم

با اينا خستگيمو در می کنم    عشق يک ستاره ساختن با دولک

ترس ناتموم گذاشتن جريمه های عيد مدرسه    بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب

با اينا زمستون و سر می کنم    با اينا خستگيمو در می کنم

بوی باغچه بوی حوض    عطر خوب نذری شب جمعه

عيد فانوس تويه کوچه گم شدن    توی جوی لاجوردی هوس يه آبتنی

با اينا زمستون و سر می کنم    با اينا خستگيمو در می کنم

بعدا ميام بيشتر می نويسم ولی فعلا عيدتون مبارک باشه و موفق باشيد و شاد

صلوات

تنهام نذاريد

مرسی

خوش باشيد

  
نویسنده : aIDa ; ساعت ۱٢:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/۱٢/٢۸
تگ ها :