D:

شبا که ما مي خوابيم آقا پليسه بيداره

ما خواب خوب مي بينيم اون دنباله شکاره

بقيشم حفظ نيسسستمم(سعي کنين آف بخونيدش)

لحظه ي ديدار نزديک است باز تو  ديوانه اي مستي

باز مي لرزد دلت دستت

باز گويي در جهان ديگري هستي

اين جا سوسک سفيد!مي دونم تو ديونه اي و نباشي مي شي اين جا! خيليه !

 

فضولا

والله خبر خيلي بود ولي الان از تب و تاب افتاده خبر ،خبر عروسيه حالا يکم فکر کنيد ببينيد دو طرف کيه!هر دوشون رو مي شناسمشما هم فکر کنم ديگه بشناسين

نکته:مريم هم مي شناستشون!

پيدا کنين داماد را!

ديشب تولد مريم بود انقدر جيغ زديمممممممم مامان هم برا بار اول اومد خونه مريم ايناهر دو مادر به اين نتيجه رسيدن که اين دو از ترک ديوار خنده  اشان مي گيرد و من و مريم بسي خنده عصبي تحويل داديم (......) کلي هم عکس گرفتيم که موقع نگاه کردن بسي چهره نورانيه بنده به اين چهره کم کم و آرام گرايشيد!زيرا باطري ها در نفس هاي آخر خود بودن و ممد آقو يا همان محمد رضا کاکو جونه مريم جان عکاس باشي من و مريم بود

عکسا اگه درست شده بود خيلي با حال بود خيييييلي خودمون اول کلي تو ژستا مي خنديديم بعد مي گرفتيم از نگاه کردن به آسمون و عاشقانه نگاه کردن به همديگه و قهر کردنو افق هاي نامعلوم نشون دادن و جوادي نشستن و پشت يه تکيه سبز و گل نشستن گرفتيم تا جايي که ممد آقو چون کلاس ووشو مي رن تصميم گرفتن رو منه بخت برگشته نفرين شده اجرا کنن مريم هم تند تند عکس بگيرهشکر خدا تو اولين حرکت بدليل استرس فراوان پاشون گرفت و تموم شد رفت!

يه دونه هم فقط عکس عادي گرفتيم!

که البته همشون ........

واي مريم نمي تونه کسي رو ببينه و اسم نذاره روش هر چي مي گم مريم زشته گناه داره اولين باري که کليپ واويلايه شهرام شپره رو  ديد به دختره گفت شتر مرغ !ديدين؟

هنوزم کوچه ي ديدار ما بوي تو داره!

واي کارايه خدا خيلي با حاله!!!تو عين دلشکستگي  و ناراحتي و آويزون شدن بهش يه جيزي نشونم داد که مطمئن شدم جوابم رو مي ده!هم خودش هم ...................

زمان:ديروز             مکان :کِر تلفن(اين دفعه شيرازي شدم)همانا کنار تلفن!

من:   اسما :

دلنگگگگگگگگگگگگگ(اولي!)

:ها؟

:عليک سلام عوض جونمته؟

(سلام و دردت به درم خاک به سرم خاک به گورم خجالتم خوب چيزي نجابته خوب چيزيه ...آبجي خانوم ببخشيد اگه جسارتي شد بنده فقط عرض ادب نموندم..خوب آخه خرس گنده آبجي خانوم نشد اسم.....)

:باشه!!!!!!!!!!! اونم تو!

کلي حرف زديم از مريم که امروز تولدشه و .......

وسط حرف زدن

:باشه خدافظ

:دارم حرف مي زنمکارت زشته آيدا من به کسي نمي گم که تو اين جوري هستي

:دست درد نکنه

:خدافظ

:خدافظ

حتما بايد خدافظي  هم مي گفتم

دوباره همان مکان و زمان

دلنگگگگگگگگگگگگگگگگگگـگ(اولي!)

چته تو.؟

:آيدا يادم رفت بهت بگم واسه ندا خواستگار اومده ديشب!

:چي؟مسئله به اين مهمي چه جوري يادت رفت؟کي اومده؟

:آخه تولد مريم بود حواسم به تولد و مريم بود يادم رفت ،هيچي پسره دوست باباشه سيلو سفيد داره!خيلي پولدار خشگل و۲۵ سالشه

:خوب ندا لياقت داره چي مي خواد بگه؟هر چند آمادگي نداره ندا(من بيشتر دارم)ولي درست مي شه!

:نمي دونم خودش که خيلي تو فکرش هست و خوشش اومده ولي فکر نمي کنم قبول کنه !تو که مي دوني بدش مياد از مردا!

:ندا هم خل شده بدونه اين که با يکيشون رابطه داشته باشه!برا چي؟حالا اگه بدش مياد پاسش کنه اين ور من و تو هنوز هستيم

......................همين جور تا امروز ظهر اين بحثا ادامه داشت

امروز صبح

ندا :  من:

:سلام!

:سلام!

:آيدا زنگ زدم فقط خفت کنم برا چي مي گي نه؟چرا جواب مثبت نمي دي؟

:من؟چي چي مي گي تو؟به کي؟

:مرگ پسره که همه چي داره چي مي خواي تو؟

:ندا خل شدي؟من ؟تو خواستگار داري من جواب بدم؟

:من؟برو گمشو اسما برام همه چيو گفت؟

هر دو تقريبا عصباني!

:دارم من واسه اسما!!!!!!!!! ندا بهت زنگ مي زنم

گوش من متصل به دو گوشي

:اسماااااااااااااااا مرگ بگيري من برام خواستگار اومده يا ندا؟

:ندا

:ندا ؟              اون ور         :من؟

:نه تو؟            

:من؟

:ندااااااااااااااا من اين و مي کشم!

تو عمرم به اين فجيحي سر کار نرفته بودم بعد بهش مي کيم سر کارمون گذاشتي

نه قصد من فقط يه شوخي بود و جواب به تو که وسط حرف زدنا مي گي خدافظ

نيست ترکم مي شه

ندا به مامانش هم گفته بوده شانس اوردم به مامان ندا نگفته بودم ندا چي کار مي خواد بکنه!

اسما هم شده زن چوپان دروغ گوهه !!حرف مي زد نمي تونستم باور کنم آخه اسما اصلا اين چيزا تو ذاتش نيست انقدر که ندا به من شک کرده بود منم به ندا

ولي وقتي پرونده خودشو بهمون داد که اين بلارو سر خالشم هم اورده يکم باور کردم!

اصلا حوصله رياضي خوندن ندارم هي مي گم آيدا همه چيز و از ذهنت بکن بيرون بشين بخون تا شروع مي کنم ..................

گشنمه

چي کار کنم با آدم هاي بي منطق ؟چي کار کنم با آدم هايي که فکر مي کنن همه مثل خودشونن؟جي کار کنم با آدم هاي که صداقت ندارن و مي خوان به آدم بر چسب دروغو رو بچسبونن؟چي کار کنم با ادمايي که وقتي مي گه ف من تا فرنگيسش رو مي خونم و اعتراض مي کنه و انکار مي کنه وجود فرنگيسو چي کار کنم با آدم هايي که با زبون بي زبوني بهت حرف مي زنه و فقط هر از گاهي می تونم داد بزنم و بگه چرا داد مي زني و بگه خدا کارهات و قول نداره و باز داد بکشم و بگم خدا کارايه بندشو حتي اگه از حق خودش دفاع کنه و رو قبول داره خدا نگفته زور بشنو!اونم من!

يه همچين آدمايي ديگه نمي تونن ببينن!و چقدر سخته اين آدما ...........

تويي نازنينم صميمي ترينم الهي بميرم غم تو نبينم

با اين پستم آخرين پستم پاک مي شه !ماله روزي بود که فهميدم آقاي دبيري مرده

۵خرداد ۴ ماه و ۱۰ روزشه!ديشب زدم!مريم نمي زنه!

شايد واسه همين بود که هر وقت ميومدم آپ کنم نمي شد يا پي سيم گير مي داد يا  دست و دلم نمي رفت!نمي خواستم بره از بلاگم بيرون!

سرم سنگين شده .....

واااااااااااااااي کاشکي يکي به من مي گفت اين دندوني که قراره در بياد چرا انقدر اذيت مي کنه///////من اگه فهميدم اين چيزي که حس مي کنم توگلوم گير کرده چيه به شما  هم مي گم!!!!!!!!تازه امروز گلوم مي خاريد

  • بي تربيتا تنها کسي که باهام ابراز همدردي کرد کرگدنيم بود و گل آفتابگردونيم!
  • به دلم موند من يه لوگو داشته باششششششششم!
    فکر وداع بايد از روز آشنايي!
  • پارسال کنسرت آقاي عصار آقاي دبيري هم بود!
  • انگشترام که خيلي دوسشون داشتم گم شده!از دستم زياد در نمي اوردم!
  • چرا هر کي مياد صدايه من مي زنه مهربون؟يا خوشگل؟
  • يکی ديگه هم از قفس آزاد شد آوای دوستاين جا هم عکسشون
  • مهدی من چاه نداره......


واييييييييييييييييييي يادم رفت در مورد کوه رفتنم بگم!آي خنديديم خلاصه مي گم چند شب بود اين پسر خاله من که داداشه بنده هم مي شه و چراشو هم خودتون پيدا کنين!اصرار رو اصرار که آيدا من هر جمعه دارم تنهايي مي رم کوه و بيا!اولين هفته که هر دودومين هفته که تا صبح من بيدار بودم و رفتيم جاتون سبز اول که وقتي رسيديم اون بالا گروهي از بند در رفته ها به زدن تنبک و رقص عربي مشغول بودن همانا هر از گاهي وسطش ايراني هم مي رفتن!و صد البته اين گروه پسر هايي بودن که موقعي که رسيدن به بالا و بدون اين که ببينن کي داره يکي از آهنگهايه هايده رو مي خونه فرياد زنون گفتن

ناز نفست

البته هم جميله داشتن هم مريم!ليلا مي شناختم مريم نه!

پسسسسسسسسر بخواد عربي برقصه و کل بزنه!و....جمعيت هم!من غلط بکنم نشسته باشم برا ديدن  اينا داشتم گوش مي دادم به صدايه آقايه(شکر خدا يادم رفته من اگه اين قرصايي که ديروز داشت تو اخبار مي گفتن و واسه رفع آلزايمر بود ،اومد تو ايران اولين نفر تو صفشم{البته با دفترچه})بعد يهو اينا اومدن نشستم همين جوري با محمد!(هممون پسر خالم)که ديدم وضع بده و رفتيم و صد البته با خوردن زمين محمد  آی خنديدمواي خيلي بد خورد زمين !خيليييييی دقيقا همون جا هم موقع برگشتي که دوباره داشتيم، من خوردم زمين و وقتي بلند شدم و برگشتم نگاه کردم که کجا بوده يه مرد خورد زمينفکر کنيم نفرين شده بود اون قسمت!از اون جايي هم که يکم به جاي سوسک بز تشريف داشتيم!يه راهي رو ۲۰ بار رفتيم و اومديم يه محل خيلي خوشگل که من نمي تونم توصيفش کنم بايد خودتون بريد و خودتون رو بکشين محل رو نمي گم!!نقطه  بعد محمد يهو يه جيغه ريزه زد يکي ديديم از اون سر کوه داد زد اون يکي اون طرف تر نعره زوديکي اون طرف تر هلهله کشيد البته منم با اجازه محمد يه کل زدم و فرار کرديم دو دقيقه ديگه مي گذشت همه سرخ پوست مي شديم تو کوه کی حوصله داره گيتار ببره!آخخخخخخخ عشق گيتار و مي بينين؟

وای يه زمين خوردممممممممممم از اون جای که محمد همه راه هايه اون جا رو بلده گير داد از راهی که اومديم(عين بز کوهی)برگرديم منم هی محمد ول کن!نه!بريم يه جاش همچين با زانو چپم رفتم رو زمييييييييييييييييييييين بعد نشستم يه نفرين کردن

ای الهی داغت به جيگرم بشينه

ای الهی بميری

ای الهی قمه قمت کنن

ای الهی دون دون شی(بر گرفته از انار باشی دون دونت می کنم)

محمد

نمی دونين که من زانو نداررررم!اونم چپيهههههههه!تو اسباب کشی هم اين چپيه اومد رو زمين

وای يه جايه ديگش نزديک به يه متر رو زمين کشيده شد

توتم خوردم

اين هفته هم من و مريم البته تا ۵ هممون بيدار بوديما!محمد هر چند خيلي داد زد که نخوابين ماخودش

بعدشم همين هنوز خيلي هاش مونده

يه چيز بگم ديگه تموم مي شه

فکر نمي کردم يه روز مجبور بشم اين وتوضيح بدم:

من!اگه از خودم تعريف مي کنم اگه مي گم خوبم و گلم و ماهم و مخصوصا هي شوهر شوهر مي کنم همش الکيه نه علاقه اي به شوهر کردن دارم نه خودم رو چيزي جز سوسک سياه مي بينم!باور کنين

هر چند

نگام بکن(گنايه!)چه نازه ،سفيدي صورتم چون قرص مايه ، دوتا خواسگار دارم يکيش تو رايه  ،دهن دارم يه غنچه ، ابرو دارم کمونچه، چش چي بگم يه بادوم ،قدم ببين بلنده!مو هم ببين !کمنده مادرم زينب خاتون!ادامش زياده!

فردا اگه مُردم نيا چه فايده نوش دارو ديگه؟

واي سخته ديدن آدمايي که غصه دارن و دارن مي سوزن

ببخشيد اگه خيلي بود

 

مرسي

صلوات

تنهام نذارين!

خوش باشي

  
نویسنده : aIDa ; ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٢/٢٦
تگ ها :