گلی جان سفره دلم را

                      برايت پهن خواهم کرد

گلی جانوحشت از سنگ و سنگ انداز است

و گرنه من برايت شعر های ناب خواهم خواند

بقيشم  تو دلک

خيريت اين که اين همه بنويسم و همش بپره چی بود؟خودم می دونم نيازی به سوال نيست

سال آقا جونم بود امروز

پارسال يادتونه؟

يکی ديگ هم امروز از قفس آزاد شد

می نويسم همه ی با تو نبودن ها را

تا مرا باز به ديدار خود من ببری

صلوات (فاتحست )

تنهام نذارين

خوش باشی

  
نویسنده : aIDa ; ساعت ۱:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۳/٢۱
تگ ها :