D:

ميان من و تو فاصله هاست.

گاه می انديشم،

ــ می توانی تو به لبخندی اين فاصله را برداری!

مصدق!

 يکم به خودتون زحمت می دادين ،فکر می کردين ببينين عروسی کيه!

عروس نجمه ست!خواهر ندا(دوستمون)!مجيد هم داماده!داداش مريم

پس فردا عقدشونه

امتحان من هم بد نشد فکر کنم خوب شده باشه ،خودم اصلا يادم نيست چی کار کردم

از هر ۱۰ تا بلاگ ۸ تاش سياسته!من نمی دونم چرا وقت انتخابات يا سالگردای ديگه می شه مردم يادشون ميوفته بحث سياسی راه بندازن!حالا بحث می کنين ديگه چرا شخصيت مردم رو مسخره می کنين؟حرف بزنين مخالفت يا موافقت کنين ولی دور از انسانيت که کسی که از دور هم داد می زنه هيچی از سياست حاليش نيست و فقط جو گير شده و می خواد منی باشه!،بخواد حتی لباس کسی رو به مسخره بگيره!

بنده که فعلا موندم به کی رای بدم!بخوام هم به کسی رای بدم اين جا نمی گم همه ميريزن رو سر آدم!

چند هفته پيش واسه همه يه to all کردم که با دوتا ماهی که حوصلشون سر رفته بايد چی کار کرد؟فرداش قرمزه مرد!ديشب حوصله مشکيه سر رفته بود هی هر چی گذاشتم دنبالش انگار قهره به زور تکون می خورد امروز سرمو تا ته کردم که دنبالش بگردم ديدم مردهدلم گرفت جاشون خاليه تو اتاقم!

من نمی دونم چمه !!!!!!!!!غمی ندارمااااااااا ولی خاصيت شيطونيم رو از دست دادم

می روم سر کااااااااااااااارمعلوم نيست بمونم يا نه !

جون خودتون وقتی مياين اين جا و می خونيد قشنگ بخونيدش !کتاب نمی خونيد که! دختر خالم اومده بود عين روزنامه می خوند می رفت پايين

سولماز:

من:

خوب می شه

واسه يک دل يه دلبر بسه!

ديشب يه عالمه نوشتم همش پريد

عصر خواب بودم با صدای لالايی بيدار شدم نگه کردم ديدم سولی رو شکم مامانم خوابيده مامان هم براش لالايی می خونه!

اين جور موقع ها که لجم می گيره بيدارش می کنممامان هم عصبانيييييييييييیا خوب زور داره گاهی وقتا مامان تا غذای اون رو نده خودش غذا نمی خوره !

خانوم خودشو لوس می کنه مامان تا مياد خونه بعد از يه سلام زور زورکی اول اين و که داره جلوش می رقصه رو بغل می کنه!مامان هم که می ره يادش مياد بايد سگ باشه مگه می شه بهش نزديک شد!

کتی گم شده

عصری خواب می ديييييييييييدم چه خوابييييی خواب می ديدم کافور دارم می خورم

يه بار آنا خواب ديده بود گوش پاکن می زنه تو کرم می خورهخانوادتن خوابامون مشکل داره

امروز داشتن بهم می گفتن از دفتر می تونی کانکت شیالبته هنوز مودم نداره!البته من قرار ايمل هارو چک کنم()

۱۴ خرداد تولد ندا بود

عصری داشتم تمرين می کردم يه مورچه داشت رو پام راه می رفت از اين بالدارا اومدم بکشمش زدم تو سرش نمرد دلم سوخت گفتم گناه داره حالا زور من به اين می رسه!با دستام بلندش کردم يَی گازيم گرفت که پرتش کردم!گاهی وقتا آدما مجبورن بزنن تو سر کسی وگرنه می زنه تو سرت!البته طبيعيه!

امروز خيلی چيزهارو ديگه قبول کردم اون موقع که قبولشون کردم برام راحت تر از الان بود ولی واقعيت ها رو بايد قبول کرد!خدا کريمه!

وقتی آدم به يه چيزی اعتقاد پيدا می کنه خدا به وسيله همون چيز خيلی از نشونه هارو بهت نشون می ده ،نشونه دارن بهم می گن خيلی گناه کردم ،بايد زودتری دست به کار شم!بزرگترينش که خيلی وضوح فهميدم نمازام هست!خيلی سر سری می گيرمشون!

وايييييييييييييييييييييييييی من حوصلم سر رفته کاش هنوز مدرسه می رفتيم می ترسماين جا از دفتر بنويسم بعد يهو بيان اين جا work off بخونن آبروم بره

هيچی به ذهنم نمی رسه که بخوام آپ کنم اين جارو هم نمی شه ول کرد رفت طاقت نميارم!فعلا همين تا بعد

اين صلوات هم مسخره نکنين!يه فاتحست

مرسی

تنهام نذارين

صلوات

خوش باشی

  
نویسنده : aIDa ; ساعت ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۳/٢۱
تگ ها :