D:

غم از درون مرا متلاشی کرد

کاهيد قطره قطره تنم در زلال اشک

من پيشرفت کاهش جان را درون دل

احساس می کنم

کيا شيرينی می خواستن؟؟؟؟

وقتی بچه بودم می گفتم چرا غصشو بخورم؟دليلی نداره ،اصلا مگه ربطی هم بينشون هست؟حالا می فهمم مردم ما با ادعای فهيم بودنشون نفهم تر از همه هستن !

می دونی خدا وقتی تو باهامی غصشو ندارم ولی خدا گناه من و امثال من چيه؟چرا انقدر بی رحم!چه جوری می تونن اين جوری کنن؟خدايا بسکه خودم رو هی نگه داشتم دارم می ترکم لا به لای حرف همه همين رو حس می کنم پای عمل برسه همشون يکين خدايا گاهی دلم می خواد دهنم رو باز کنم و بگم ،بگم از چيزی که تو وجودم داره خوردم می کنه بگم از نفهمی خدايا من فقط پيش تو و دوستای نزديکم می تونم سر بالا کنم همه به ديد..................خدايا وقتی يادم به کارهات ميوفته گريم می گيره اين و بار ها و بارها به همه گفتم ولی خودت هم گاهی دلت می گيره از اين همه بی معرفتی از اين همه نامردی از اين همه بی عدالتی از اين همه غرور!

می دونی خدا اين چند روزه تمام فکرم گذشتم شده!خدايا تمام وجودم پر درد شده

می دونی خدا وقتی عزيزم هم نمی تونه باهام باشه دلم بد می گيره

دلم می خواد يکی بهم بگه گناه من چی بوده!فقط يکی. خدايا بگم حسودی می کنم به راحتی و دل قرصيه بقيه دروغ نمی گم خدايا خدايا چقدرها می شناسم که خودشون با دستای خودشون اين راحتی دل رو از خودشون می گيرن!

 

رياضيم هم پاس شد !شکر خدا داشتم دق می کردم

بدترين سوتی که اين چند روزه دادم ،رو کردم به آقای .... گفتم سلام خانم.....

مرسی دستتون درد نکنه تشکر =تشکرم

گفتم حالا می گن چقدر دختره پپست!

گفتی نه فکر رفتنی نه اهل دل شکستنی

وای من کجام اون کجاست اون يکی کجاست و ادعای باهم بودن

رفتی نموندی بی وفا

انگار اثر نداشت دعا

گفتی که چاره سفر

گفتی دعا بی اثره

مرسی

تنهام نذاريد

صلوات

خوش باشی

  
نویسنده : aIDa ; ساعت ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٤/٦
تگ ها :