بدون تیتر وارد شد....

آهای باتوام!!!اگر وجود داری......

هدفت چیه؟ هر کسی یه ظرفیتی داره....گنجایشش یه حدی هست!!!!ظرف من پر شده!!خیلی وقته پر شده و تو چشمت نمی بینه!!این دیگه از کجا سر زد؟

بذار فراموش کنم....بذار آروم باشه....بذار آروم شروع کنم....

درست همون روز هایی که تموم شد به خودم گفتم باز شروع می شه....وقتی هر لحظه از زندگیم حضورت رو بو می کشیدم!!منتظر همین روز ها بودم.....ای لعنت بهت....ای لعنت!!
نفرین عاجزانه ترین کار هست......بدم میاد از نفرین.....شاید واسه این که عاجزیم رو نشون می ده.....

من هیچ وقت تورو نمی بخشم.....تو قسمتی از بدترین روز های زندگیم رو بهم دادی.....

محض رضای خدا!!بذار آروم شروع کنم.........

من توان ندارم...نمی کشم.......

/ 2 نظر / 7 بازدید
خاطره

گاهی وقتا آدم حاضره هر کاری بکنه تا این فکر و خیال های لعنتی تموم بشه هیچ کس نمی فهمه هیچ کس فقط خود آدم میفهمه چقدر درد داره